تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
شيدوش و فرهاد با پيكانهايى آبداده به زهر ، روى به جنگ نهادند . خروش و چاك چاك تبر به آسمان خاست . گويى همه سرگرم كَندن سنگ و آهن بودند يا آسمان را بر زمين مىكوبيدند . كاووس از دل سپاه بجنبيد و دو سپاه ، روياروى شدند . از چشم آن پهلوانان آتش به بيرون جست و زمين چون دريايى از خون شد . سه گروه از سپاه دشمن را ايرانيان چنان كردند كه ديگر سر را از ميان باز نشناختند . پس سپهدار هاماوران ، شمشير و گرز گران بر زمين افكند و بدانست كه آن روز ، روز سختى و رنج است . اندوهگين بيآمد و از شاه ايران زينهار خواست و پيمان بست كه از شهر هاماوران ، باژ و ساو گران و اسپ و جنگ افزار و تخت و تاج به نزد كاووس ، شاه ايران فرستد . و شاه ايران نيز چون اينها از هاماوران داده آيد ، از او بگذرد و ديگر بدان سرزمين سپاه نراند . كاووس شاه چون اين پيمان او بشنيد ، او را گفت : شمايان كه با پادشاهى من كارى نداريد ، يك سره در پناه من هستيد . آنگاه كاووس شاه با سپاهيانش به شادى و كام به سراپرده رفتند . پس فرستاده‌اى از هاماوران بيآمد و گنج و گوهر و زبرجد و جنگ افزار بسيار بيآورد و گفت : اى مهتر دادگر ، ما همگان - چه مهتر و چه كهتر - چاكر و خاك پاى توييم . هميشه پيروز و شاد باشى و سرو بخت دشمنانت نگونسار بادا . آنگاه زمين را ببوسيد و به پيش توس سپهدار بيآمد و زر و گوهر بسيار بيآورد و بر هر كسى ببخشيد . « 1 »
هامش
( 1 ) - بايد گفت در رابطه با حمله كى كاووس به هاماوران و اين پيروزى نخستين او بر شاه هاماوران و متحدانش ، مورخين سكوت اختيار كرده‌اند و تنها از زمانى كه كى كاووس در يمن گرفتار و مغلوب شاه يمن مىشود ، سخن آغاز كرده‌اند . تنها ثعالبى و ميرخواند روايتى نسبتا شبيه روايت حكيم فردوسى ذكر كرده‌اند كه روايت ميرخواند موجزتر است . ر . ك . روضة الصفا ، ج 1 ، ص 577 . اما ثعالبى در باب نحوه صلح منعقده ميان شاه يمن و كى كاووس مىنويسد كه شاه يمن ناگزير تن به آشتى در داد و پيشنهاد كرد يك ميليون ( هزار هزار ) دينار ، هزار حلّهء زرين ، هزار اسب تازى و هزار شمشير يمنى بدهد و دخترش سُعدى ( سودابه ) را نيز كه در خوبى و زيبايى زبانزد بود ، به زناشويى او درآورد . و اين چنين شد كه كى كاووس پذيرفت و چنين صلحى واقع شد . تاريخ غررالسير ، ص 115 . حال آنكه چنان كه در پى خواهد آمد ، بر طبق روايت حكيم فردوسى ازدواج كى كاووس با سودابه پس از انعقاد اين صلح و با نارضايتى پدر سودابه يعنى شاه يمن بوده است .