تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢

در شاهنشاهى ، او را انبازى است . پس كوس بزدند و بر سپرها نام بنوشتند و شمشيرها در نيام بجوشيد . بدين سان سپاه را از نيمروز به سوى دريا كشانيدند . آنگاه كشتىهاى بيشمار بساختند و برآشفته ، كشتىها به آب انداختند . ميان ايشان از راه آبىِ درياى زره « 1 » برفتند و مصر را در سوى چپ و بربرستان را در سوى راست خود و هاماوران را در پيش رو داشتند . و در هر يك از آن كشورها سپاهى گِران بود . چون به ايشان از آمدن كاووس شاه با آن سپاهيان از درياى زره ، آگهى رسيد ، همگى سه كشور با يكديگر هم پيمان گشتند و همه سپاهيانشان در بربرستان گرد آمدند . سپاهى كه دريا و هامون و كوه در زير پاى اسپان ايشان به ستوه آمد . ديگر شير درّنده و پيل ژيان و پلنگ خشكى و ماهى دريا و دالمن آسمان نيز ياراى رفتن به آن دشت را نيافت . چون سپاه كاووس به خشكى رسيدند ، كوه و هامون را نتوانستند ببينند . گويى گيتى سراسر به زير زره و جوشن و سرنيزهء ايشان رفته بود . از بس در هر جا كلاهخود و سپر و تبرهاى زرين به چشم مىخورد ، گويى زمين همچون زرِ روان گشته بود . آسمان از بسيارىِ كلاهخودها همچون سندروس « 2 » و زمين يك سره تيره چون آبنوس شده بود . از بانگ گاو دَم ها « 3 » كوه بدرّيد و زمين به زير سُم اسپان ، به خَم آمد . در آن بربرستان ، از بانگ تبيره ، گويى زمين ، لشگرستان گشته بود . از سپاه ايران بانگ نفير و كوس برآمد و بهرام و گرگين و توس و گودرز گشواد و گيو و

هامش
( 1 ) - درياى زره همان درياچهء هامون است كه در قديم آن را كيانسيه مىگفتند . به مرور كلمهء كيانسيه از استعمال افتاده و فقط زره بر جاى مانده است . در اوستا زريهzrayahبه معنى دريا است . پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 293 - 292 . ليكن در اينجا دانسته نيست كه چرا حكيم فردوسى مسير حركت كشتىهاى ايران را از درياى زره دانسته است . چرا كه اين درياچه تنها راهى ميان خود منطقه است و به درياى پارس راه ندارد ، حال آنكه مىبايست كشتىهاى ايشان وارد درياى پارس مىشدند و از آنجا به سوى نواحى شام و مصر و بربر و يمن مىرفتند . تنها يك نكته مىماند و آن اين كه آيا ممكن است در آن روزگاران درياچهء زره به درياى پارس راه داشته بوده ؟
( 2 ) - سَندروس صمغى است شبيه به كاه ربا و چون آن را بر آتش نهند بوى بسيار ناخوشى از آن برآيد . رنگ سرخ و نيز زرد را بدان مانند مىكنند . برهان قاطع ، ماده سندروس .
( 3 ) - گاودَم به معناى نفير يا نوع كوچك كارناى ( كرنا ) است . برهان قاطع ، ماده گاودم .