تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥

چنين راه دشوارى را بر خود هموار ساختى . آنگاه همهء آن بزرگان ، زال را در بر گرفتند و زال راه سيستان در پيش گرفت . رفتن كاووس به مازندران زال سپهبد كه از شهر « 1 » برفت ، شاه به توس و گودرز بفرمود تا سپاه را فراهم آورند . چون روز فرا رسيد ، شاه با پهلوانان و سپاهيان به سوى مازندران روى نهادند و شاه ، ايران زمين و كليد در گنجها و تاج و انگشترى « 2 » را به ميلاد « 3 » سپرد و او را گفت : اگر دشمنى به ايران زمين تاخت ، تو نبايد به جنگ او شتابى كه به زال و رستم پناه ببر ، زيرا كه ايشان پشت سپاه و زيبندهء گاه‌اند . روز ديگر آواى كوس برخاست و گودرز و توس سپاه را به پيش راندند . كاووس نيز با ايشان برفت و چون به نزديك كوه اسپروز - « 4 » كه جايگاه فرو شدن آفتاب است - رسيدند ، كاووس در آنجا تختى بزد و آرام گرفت . آنجا جايگاه ديوان دژخيمى بود كه پيل نيز از ايشان در بيم بود . پس شادْوَردهاى زربفت بر كوهسار بگستردند و همه‌جا پر از بوى مِى خوشگوار شد و همهء پهلوانان نيز در كنار تخت كاووس كِى بنشستند و آن شب را بزمى بيآراستند . سپيده‌دم كه از خواب برخاستند كمر بسته و كلاه بر سر نهاده به نزد شاه

هامش
( 1 ) - حكيم فردوسى در اينجا واژهء پهلوPahlavرا به كار برده است . پهلو اگر چه بطور كلى به معناى سرزمين پهله مىباشد ، ليك در اينجا و چند مورد ديگر به معناى شهر به كار برده شده است .
( 2 ) - مراد از انگشترى ، خاتم شاهى است .
( 3 ) ميلادMildيكى از پهلوانان ايران و پدر گرگين بوده است . برهان قاطع ، ماده ميلاد .
( 4 ) مكان كوه اِسْپَروزEsparzيا اِسْپُروزEsporzياAsprucچندان آشكار نيست . در برهان قاطع تنها ذكر شده است كه آن نام كوهى بسيار بلند و رفيع است . ماده اسپروز . برخى معتقدند كه اين كوه همان است كه يونانيان آن را زاگرس گفته‌اند . ر . ك . برهان قاطع ، همان ، حواشى معين . ليكن اين نظر كاملاً اشتباه است زيرا در بندهش صريحاً گفته شده كه مكان اين كوه « بالاى چينستان » است . ص 73 . پس اين كوه هرگز نمىتواند با زاگرس كه در غرب واقع است مطابقت يابد . بلكه اين كوه در حدود شرقى ايران و شمالى هند واقع است و شايد به احتمال نسبتا زيادى بتوان آن را با رشته كوههاى هندوكش تطبيق داد . و باز همين كوه نيز مىتواند مؤيّد آن نظرى باشد كه پيشتر در مورد مكان مازندران مزبور گفته آمد .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 315 | حكيم أبو القاسم الفردوسي