تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١

و نام و گنج و هنر دارد ، به اين كار دست يازد ، پس مىبايست پيشتر از اينها ، منوچهر ، اين كار مىكرد . ليك هرگز او با اين كار ، مردانگى خويش را پست و بى ارزش نساخت . « 1 » اكنون بايد چاره‌اى سازيم تا اين بد از ايران زمين بگردد . پس توس ، آن بزرگان را گفت : اى سران دلاور رزم ديده ، اكنون يگانه چارهء اين كار را بسازيم و اين دشوار نباشد . بايد كه [ فرستاده‌اى بر ] اسپى تگاور به نزد زال بفرستيم و او را پيام دهيم كه : اگر گِل « 2 » بسر دارى ، اكنون مشوى و به نزد ما بشتاب . باشد كه او شاه را پند دهد و او را بگويد كه : اين كار را اهريمن به تو ياد داد و نبايد كه هرگز راه بر ديو گشادن . باشد كه زال او را از اين گفتار باز آورد ، و گرنه روزگار ما با اين كار بسر آيد . بدين سان ايشان از هر گونه سخنها بساختند و [ فرستاده‌اى بر ] اسپى تگاور به تاخت به سوى نيمروز « 3 » روانه كردند . چون فرستاده به نزد زال رسيد از سوى آن نامداران چنين پيام داد كه : اى نامور با گهر ، پورِسام ، اكنون كارى شگفت پيش آمده است كه با دانش دريافته نگردد . اگر تو بر اين كار كمر نبندى ، نه جان و تن و نه بوم و بر بماند . شاه را انديشه‌اى در دل فراز آمده و اهريمن ، اورا از راه راست ببرده است و ديگر نمىخواهد به راه نياكانش كه از روزگار باستان بر آن بودند و در آن راه رنجها بردند ، همداستان بماند . و خواهان گنجى بىرنج گشته است و آرزوى تخت شاهى مازندران كرده است . اينك اگر در آمدن ، سر بخارانى ، همهء آن رنجى كه از آغاز به گاهِ كى كواذ بردى و با آن رستم ِ شير ناخوردهء همچون شير ، كمر را چون شير دلير ببستى ، با اين كار او بر باد شود . چون

هامش
( 1 ) - از اينجا نيز همان نكته‌اى كه پيشتر در باب مكان اصلى مازندران گفته شد ، تأييد مىگردد و اين كه اين مازندران اصلاً جزئى از ايران نبوده است و گرنه شاهانى چون جمشيد و فريدون و منوچهر كه در اين جا نامشان ذكر شده ، همگى اصلاً يكى از پايتختهاى اصليشان مازندران كنونى در داخل خاك ايران بوده است و اين كه در اينجا سخن از ياد نكردن هچيك از ايشان از مازندران و جنگ با آن آمده ، منظور مازندران بيرون خاك ايران است .
( 2 ) - مراد گِل سر شوى است .
( 3 ) - همان سيستان .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 311 | حكيم أبو القاسم الفردوسي