كى كواذ پادشاهى او سد سال بود « 1 » سال بود « 2 » پس كى كواذ بر تخت كيانى بر نشست و تاج گوهر بر سر نهاد . آنگاه همهء نامداران و پهلوانان چون دستان و كارن رزم زن « 3 » و گشواد « 4 » و خرّاد و برزين بر آن تاج نو ، گوهر افشاندند و گفتند : اى شهريار ، اكنون آهنگ رزم تركان كن . « 5 » پس كواذ از آن
هامش
( 1 ) - چنان كه در جلد اول از كتاب حاضر نيز ديده شد ، شيوه نگارش سدگان ( صدگان ) در اين كتاب با رعايت اصول پارسى نويسى مىباشد و بدين ترتيب در همه جاى متن بجاى صد - سيصد - چهارصد - پانصد - ششصد - هفتصد - هشتصد - نهصد از سد - سيسد - چهارسد - پانسد - ششسد - هفتسد - هشتسد - نهسد كه شكل صحيح و اصلى آنها مىباشد استفاده شده است .
( 2 ) مدت شاهى كى كواذ را غالباً همچون حكيم فردوسى 100 سال ذكر كردهاند . از جمله ر . ك . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 524 يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 193 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 22 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 111 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 127 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 87 تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 96 برهان قاطع ، ماده كيغباد . برخى در كنار روايت 100 سال ، در روايتى ديگر اين مدت را 120 سال دانستهاند . ر . ك . جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 142 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 572 . برخى هم تنها همين روايت 120 سال را آوردهاند . ر . ك . مسعودى ، التنبيه والاشراف ، ص 85 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 40 و 14 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 153 . تعدادى اندك هم مدت شاهى كى كواذ را 126 سال دانستهاند . ر . ك . اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 10 مجمل التواريخ و القصص ، ص 45 . در بندهش طى يك خبر واحد ، اين مدت 15 سال ذكر شده است . ص 155 .
( 3 ) - كارنkranهمان است كه اعراب ، آن را به صورت قارن معرب كردهاند . ر . ك . ج اول ، ص 154 و 104 و بعد .
( 4 ) گِشوادGewd، كِشوادkewdپدر گودرز بوده است .
. 114 .Justi , Iranisches , Namenbuch , P
( 5 ) - ثعالبى در اين باره مىنويسد كه كى كواذ به آن بزرگان سخنان نيكو گفت و به ايشان نويد داد كه از كشور نگهدارى خواهد كرد و تركان را بر خواهد انداخت و دست ايشان را از ستم كردن بر ايرانيان كوتاه خواهد كرد و در آبادانى و بهروزى مردم ، هر چه بيشتر خواهد كوشيد . تاريخ غررالسير ، ص 105 .