تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩

يكى ديگر از سپاه توران را بگرفت و چنان سرش را به سر يك تورانى ديگر بزد كه مغز سرشان از بينى فرو ريخت . و اين چنين يكايك سواران را به سرپنجه ، از زين ربود و چنان به نيرو ، ايشان را بر زمين زد كه سر و گردن و پشتشان شكست . قلون كه ديد تهمتن همچون ديوى كه از بند جسته ، با گرز و كمندى در دست مىجنگد ، چون باد بسويش تاخت و نيزه‌اى به تهمتن بزد كه بند جوشنش بگشاد . ليك تهمتن دست ببرد و نيزه از دست قلون برگرفت . قلون نامدار از آن دليرى در شگفت شد . پس تهمتن چون تندر در كوهسار ، بغّريد و نيزه‌اى بر قلون بزد و او را از زين بر ربود و آنگاه بن ِ نيزه را بر زمين فرو برد . قلون همچون مرغ بر باب‌زن « 1 » گشت و همه سپاهيان ، او را بدين سان بديدند . آنگاه تهمتن ، تن او را به زير سُم رخش بكوبيد و نابودش ساخت . سواران بخت برگشتهء تورانى كه چنين ديدند ، به زبونى ، روى از جنگ بر تافتند و قلون را در آنجاى بگذاشتند . تهمتن به شتاب به سوى كوهسار - كه در آنجا سبزه‌زار و آب روان بود - آمد و در آن جايگاه فرود آمد . آنگاه به آراستن جامهء پهلوى و تاج و بارهء « 2 » خسروانى پرداخت تا اين كه شب فرا رسيد . پس تهمتن ، كواذ - شاه ايران زمين - را با آنچه كه فراهم آورده بود ، بيآراست و او را شبانه ، بىآنكه كسى آگاه شود ، به نزد زال آورد . آنگاه يك هفته با سگالشگر و موبدان ، انجمن بكردند و همگان بدانستند كه شاهى چون كى كواذ در گيتى نباشد . اين چنين يك هفته را به شادى و بزم و باده‌نوشى پرداختند . و در روز هشتم تختى از پيلسته « 3 » بيآراستند و تاجى بر فراز آن بيآويختند .

هامش
( 1 ) - باب زن به معناى سيخ كباب است .
( 2 ) - باره به معناى مركوب و اسب است .
( 3 ) - پيلسته به پارسى به معناى عاج است .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 289 | حكيم أبو القاسم الفردوسي