تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧

سخن بشنيد ، سر فرو برد و از تخت زر به نشانهء سپاس كردن ، « 1 » به زير آمد و گفت : اى خسرو خسروان گيتى ، اى پناه دليران و پشت بزرگان ، سرِ تخت ايران به كام تو بادا ، تن ژنده پيلان به دام تو باد . تو را هم سركشى و هم فرّهى بادا . نشست تو تخت شاهنشهى باشد . من اينك به تو اى شاه گيتى ، درودى از زال سپهبد ، پهلوان پهلوانان مىرسانم . اگر شاه ، اين بنده را فرمان دهد ، پيام را بگويم . كواذ دلاور از جاى برخاست و گوش به گفتار او سپرد . پس تهمتن زبان برگشاد و پيام سپهدار ايران را بداد . چون كواذ ، آن پيام بشنيد ، دلش از شادى بر تپيد و گفت : جام نبيذ

هامش
( 1 ) - سپاس كردن به پارسى به معناى خدمت كردن باشد .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 287 | حكيم أبو القاسم الفردوسي