پهلوانان گفت : كيست در ميان شمايان كه با او نبرد كند ؟ پس همه آن پهلوانان با دلى خشمناك و لبى پر از فسوس و لاغ « 1 » و با نيزههاى آبداده به ميدان رفتند . زال اسب خود را برانگيخت . پس نيك بنگريست تا ببيند كداميك از ايشان گردنكش و سوار و رُخ « 2 » پيچ است . آنگاه بر او تاخت . آن پهلوان از پيشش بگريخت . ليك زال چون پلنگى به شتاب سويش تاخت و كمربندش را به چنگ گرفت و به آسانى او را از پشت زين برگرفت . شاه و پهلوانان همه در شگفت شدند و همگى گفتند كه هرگز چون اين نديدهاند . منوچهر ، او را گفت : اى دلاور جوان ، هميشه روشن روان بمانى . هر كه با تو راه نبرد جويد ، مادرش بايد بر او جامه لاژوردين « 3 » بپوشد . « 4 » از شيران نيز چنين پهلوانى نزايد ، پهلوان كه نه ، بايد او را از نهنگان شمرد . خوش باد روزگار سام يل كه ازو در گيتى چنين سوار دليرى به يادگار مىماند . آنگاه شاه و همه پهلوانان بر او آفرين كردند و به كاخ رفتند . پس شاه جامهاى شاهوار براى زال بيآراست كه همه بزرگان در آن خيره ماندند ، سپس تاجى پر مايه و تخت زر و دستبند و گردنبند و كمر زرّين و جامههاى گرانمايه و كنيز و اسب و بسيار چيزهاى ديگر بفرمود آوردن و همه را به زال بخشيد . زال نيز زمين را ببوسيد . پاسخ نامهء سام از منوچهر پس آنگاه منوچهر پاسخ نامهء سام را نوشتن گرفت كه : اى پهلوان دلير و نامدار كه به هر كارى چون شير پيروزى و گيتى چون تو در رزم و بزم و خردمندى و زيبايى
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 223
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٢٢٣
هامش
( 1 ) - فسوس و لاغ به پارسى به معناى تمسخر آمدهاند .
( 2 ) - رُخ پيچ به پارسى به معناى عنان پيچ است .
( 3 ) - لاژورد به معناى لاجورد است .
( 4 ) اشاره به پوشيدن رخت عزاست . پيش ازين نيز گفته آمد كه در آن روزگاران و حتى تا ساليانى پيش ، در ايران در هنگام سوگواريها بيشتر از رنگ سرمهاى يا كبود و لاجوردى استفاده مىشد تا سياه . رنگ سياه بيشتر در هنگام عزاداريهاى اعراب به كار مىرفت .