است كه از بخش بره « 1 » تا ترازو « 2 » ، تيرگى را در نهان دارد ، ليكن چون از اين باز گردد و به ماهى « 3 » رسد ، به آن تيرگى و سياهى مىرسد . آن دو سرو نيز دو بازوى چرخ بلند هستند و آن مرغ پرّان نيز خورشيد است . ديگر آن شارستانى كه بر كوهسار بگفتيد ، همان سراى درنگ و گيهان ديگر است و آن خارستان ، اين سراى سپنجى و اين گيهان است كه هم ناز و گنج در آن است و هم درد و رنج تا اين كه ناگهان بادى با بومهنى برخيزد و آن دَم فرا مىرسد كه همه رنجها در خارستان بمانَد و گاهِ گذر به سوى شارستان بيايد . و كار گيهان بر اين باشد . پس اگر توشهء ما در اين گيهان ، نيكنامى باشد ، روان ما در آن گيهان ، گرامى گردد ، ليك اگر آزمند باشيم ، ناگهان آن دَم پديد مىآيد كه بايد از اين گيهان به سوى گيهان ديگر رويم ، ليك توشهاى به همراه نداريم . چنين رفت از آغاز يك سر سخن * همين باشد و اين نگردد كهن اگر توشهمان نيكنامى بود * روان مان بدان سر گرامى بود و گر آز ورزيم و پيچان شويم * پديد آيد آنگه كه بىجان شويم گر ايوان ما سر به كيوان درست * از آن بهرهء ما يكى چادرست چو پوشد برو روى ما خشك خاك * همه جاى ترس است و تيمار و باك نيز آن مردى كه گفتيد در آن بيابان با داسى تيز مىآيد و هيچ لابهاى نشنود و خشك و تر را با هم بدرود ، بدرستى كه زمانه است و ما همچون گياهانيم كه به پير و جوان ما نمىنگرد و هر آنچه دستش رسد ، برچيند .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 221
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٢٢١
هامش
( 1 ) - بخش بره يا برج بره همان برج حمل يا برج اول از بروج دوازدهگانه فلكى است . اين برج از 13 ستاره تشكيل شده است و شكل موهومى آن گوسفندى است كه نشسته و پشت سر خود را مىنگرد . دو ستاره اول و دوم از اين برج را سرو نامند و عربها آن دو را شرطين گفتهاند و محل اين ستاره منزلگه اول از منازل قمر است . نبئى ، تقويم و تقويم نگارى در ايران ، ص 43 .
( 2 ) ترازو : نام برج ميزان يا برج هفتم از بروج دوازدهگانه فلكى است و آن اول پاييز و استواى ليل و نهار است . فرهنگ جامع شاهنامه ، ماده ترازو .
( 3 ) - ماهى : نام برج حوت يا برج دوازدهم از بروج دوازدهگانه فلكى است .