تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

پهناى بيست رش خسروى « 1 » با چهار پيل هندى با بارهايى از جامه و گستردنى فراهم ساخت . دلخوشى دادن سام سيندخت را چون گنجها پرداخته آمد ، سيندخت چون پهلوانى بر اسب نشست و كلاه خودى رومى بر سر نهاد و همچون باد به سوى درگاه سام تاخت . چون بدانجا رسيد ، نام خود را نگفت و گفت : به پهلوان گيتى بگوييد كه فرستاده‌اى كابلى از سوى مهراب پيامى به نزد سپهبد گيتى ستان آورده است . پرده دار به نزد سام آمد و بگفت . سپس سام بار داد . سيندخت از اسب فرود آمد و به پيش سام رفت و زمين را ببوسيد و بر منوچهر شاه و سام - پهلوان زمين - آفرين كرد . آنگاه آن بِشار و كنيزان و اسب و پيلان را كه تا دو كُروه « 2 » رده كشيده بودند ، به نزد سام آورد . سام كه آن همه گنج و خواسته بديد ، سرش خيره گشت و همچون مستان بنشست و سر به زير افكند و با خود انديشيد كه : اين همه خواسته از براى چه و فرستادن زن چه آيينى است ؟ اگر اين گنجها را از او پذيرم ، منوچهر شاه از من آزرده گردد و اگر نيز نپذيرم و آنها را بازگردانم ، زال رنجه شود و ندانم كه پاسخش چه گويم ؟ پس سر بر آورد و گفت : اين خواسته‌ها و ريدكان و پيلان آراسته را به نام رودابه - ماه كابلستان - به گنجور زال دهيد . « 3 » سيندخت چون آن پيشكشها را پذيرفته ديد ، شادمان گشت . سه زيبا روى با او كه هر يك جامى پر از ياكند سرخ و مرواريد در دست داشتند ،

هامش
( 1 ) - رَش مخفف آرش و ارش ، همان گز يا ذرع است و آن طول از آرنج تا سر انگشتان باشد ، يا طول دو دست چون از هم باز شود . ر . ك . برهان قاطع ، ماده رش .
( 2 ) - كُروهKoruhبه معناى ميل يعنى ثلث فرسنگ است .
( 3 ) - ثعالبى مىنويسد كه در زمرهء آن هدايا ، انگشترى از ياقوت سرخ بود كه درخشندگى آن شب را چون روز روشن مىكرد . سام همه هدايا را به گنجور زال سپرد و تنها آن انگشترى را براى خود برداشت و به انگشت كرد . تاريخ غررالسير ، ص 85 - 84 .