راى زدن سام با موبدان بر كار زال
چون سام از خواب برخاست ، انجمنى از موبدان و خردمندان كرد و از ستاره شناسان خواست تا ببينند فرجام اين كار چه خواهد شدن و بگويند كه چگونه مىشود دو گوهر چون آب و آتش را با هم بيآميخت ، و مگر نه اين كه در روز رستاخيز نيز ميان فريدون و ضحاك كارزار باشد . پس ستارهشناسان همه روز را برفتند و نشان اختر زال و رودابه بگرفتند . آنگاه با خنده به نزد سام نريمان آمدند و يكى از ايشان ، او را گفت : اى گُرد زرين كمر مژده باد ترا كه هم رودابه و هم زال هر دو فرّخ همال اند و از آن دو فرزندى چون پيل ژيان بيآيد و به مردى ميان ببندد و با شمشيرش گيتى را به زير پا آورد و دست بدسگالان را از زمين كوتاه سازد . او كسى است كه با گرز گرانش سگسار و مازندران و بيشتر از همه ، توران زمين را از بدى بشويد و به ايران زمين بسيار نيكويى رسانَد . اميد ايرانيان به دو خواهد بود . پس خوشا آنكه در زمان او پادشاهى كند . و بِدان كه چه روم و چه هند و چه ايران زمين ، همه به زير فرمان او درآيند . چون سام سخنان اخترشناسان بشنيد ، بخنديد و پذيرفت و ايشان را زر و سيم بسيار داد . آنگاه فرستادهء زال را پيش خود خواند و او را گفت : به زال به خوبى بگوى كه گرچه نمىبايست چنين آرزويى مىكردى ، ليكن چون پيمان بستهام كه هر آنچه خواهى آن كنم ، پس هيچ بهانهاى نمىآورم و بامدادان ، خود با سپاه از اينجا به سوى ايران مىرانم تا ببينم كه منوچهر شاه چه فرمان دهد . آنگاه سام ، دِرَمى چند به فرستاده داد و او را بسوى زال روانه ساخت . پس از آن بامدادان خروش كوس و كارناى به هوا خاست و سام با سپاهيانش با هزار تن از گرگساران كه به بندگى گرفته و پياده با خوارى و زارى بسيار به دنبال خويش مىكشانيدند ، به سوى ايران روى نهادند و به دهستان رسيدند .
از سوى ديگر فرستاده به نزد زال بازگشت و چون پيام سام را بگفت ، زال بسيار
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 200
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٢٠٠