بزرگ باشد ، خواه كوچك ، بدرستى كه با اين كار ، سوى كيش و آيين روى كرده و هيچ ننگى بر او نيست . اكنون شما اى موبدان و فرزانگان ، چه گوييد اندر اين كار ؟ موبدان و ردان كه چنين شنيدند ، لبها را بستند و كسى را ياراى سخن گفتن نماند چه مهراب از تخم ضحاك بود و شاه ايران از ضحاك ، سخت كينهور . و هرگز كسى نشنيده بود كه نوش با زهر جفت شود . پس چون زال ، اين سخنان ناسازگار را از ايشان شنيد ، از در ديگرى وارد گشت و گفت : بدانيد كه اگر مرا در اين كار ، راهى نماييد و اين بند را گشايشى باشيد ، از خوبى و بخشش ، آن مىكنم با شمايان ، كه هرگز كسى تا كنون نكرده باشد . موبدان با شنيدن اين سخن ، ديگرگونه شدند و گفتند : ما همگان بندگان توييم و دانيم كه مهراب اگر چه از تخم ضحاك اژدها است ، ليكن هرگز سبك مايه و خوار نيست بلكه از بزرگان و پهلوانان است . « 1 » پس بر تو كه از همهء ما خردمندترى بايسته است تا نامهاى به سام نويسى و به زبانى از او بخواهى تا مگر نامهاى به منوچهر شاه نويسد . و بدان كه منوچهر به آنچه كه سام بخواهد ، پشت نمىكند . و بدين سان همه كارها آسان خواهد شد .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 197
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص١٩٧
هامش
( 1 ) - حكيم فردوسى در اينجا بيتى آورده كه دانسته نيست ، منظور او از آن چيست :
اگر چند از گوهر اژدهاست * همانست كه بر تازيان پادشاست
ج 1 ، ص 173 بيت 741 .
يقيناً در مصراع اول ، مراد از اژدها همان ضحاك است و بطور كلى در اين مصراع ، سخن از مهراب است كه از نسل ضحاك بوده است . ليكن بخش مبهم ، مصراع دوم است كه منظور حكيم فردوسى دانسته نيست . با توجه به فحواى مصراع اول ، مصراع دوم نيز بايد مكمل و در ادامه مصراع اول باشد و در نتيجه به مهراب برگردد ، ليكن مهراب در هند حكومت مىكرده و اصلاً عنوان او « كابل خداى » بوده است . حال آنكه در مصراع دوم سخن از پادشاهى بر تازيان است و مهراب پادشاه ايشان نبوده است . پس بايد اين مصراع به ضحاك برگردد ، حال آنكه ضحاك نيز در آن زمان مورد بحث ، مدتهاى مديدى بود كه توسط فريدون در كوه دماوند به بند كشيده شده بود و پادشاهى او بر تازيان سرآمده بود . و در زمان مورد نظر يكى از نوادگان او به نام كاكوى جانشين ضحاك و حاكم بر تازيان بود . اما باز فعل به كار رفته در مصراع دوم فعل حال است و سخن از پادشاهى او بر تازيان دقيقاً در همان زمان زال مىكند . در هر حال نگارنده اين حواشى را منظور حكيم فردوسى دانسته نشد .