تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

رودابه بفرمود تا به شتاب ، آن خانه را با ديباى چينى « 2 » بياراستند و تبنگهاى « 3 » زرين پر از مى و مشك و شاهبوى بر مِى آميخته و عقيق و زبرجد در سويى و گلهاى بنفشه و نرگس و ارغوان و ياسمن و سوسن در سوى ديگر بنهادند . و در جامهاى زر و پيروزه گلاب براى آشاميدن بياوردند و از خانه آن دختر خورشيد روى ، بوى خوش را تا به خورشيد بر آوردند . رفتن زال به نزد رودابه چون شب فرا رسيد و در كاخ را ببستند ، كنيز رودابه به نزد زال رفت و گفت : همهء كارها ساخته شد و گاهِ آن است كه گام بگذارى . پس زال به سوى كاخ روى نهاد و به پشت باروى كاخ رسيد . رودابه كه به بام در آمده بود ، چون زال را بديد ، از همانجا آواز داد كه : اى جوان ِ مردزاد ، خوش آمدى ، درود گيهان آفرين بر تو باد ، شاد باشد آن كنيز كه تو را آن چنان به پيش من نمايانْد . كه اكنون مىبينم كه همانى . بدين سان كه پياده از سراپرده‌ات به اينجا آمدى ، بايد كه دو پاى خسروانيت رنجه گشته باشد . چون زال ، آواى رودابه را از بام بشنيد ، نگاه كرد و ناگهان آن خورشيد رخ را بديد . پس گفت : اى ماه چهر ، درود من بر تو ، چه شبهاى بسيارى كه به درگاه يزدان پاك مىناليدم و ازو مىخواستم تا رويت را به من بنماياند . اكنون به اين سخنان چرب و با ناز تو شاد گشتم . ليكن چاره‌اى ساز تا راه ديدار آسان شود . پس رودابه گيسوان درازش را بگشود و همچون كمندى از كنگره ديوار فروهشت و زال را آواز داد كه : اى پهلوان بچهء گُردزاد ، اكنون همچون شير ، برتاز و اين گيسوانم را برگير و به كاخ

هامش
( 2 ) - غالباً ديباى رومى مشهور است و آن ديباى فيروزه‌اى رنگ بوده است . اما ديباى چينى ، ديباى زربفت بوده و تارهاى زرين در آن به كار رفته بود . ديباى شوشترى نيز بوده كه به رنگ سرخ بوده است . ر . ك . فرهنگ جامع شاهنامه ، ماده ديبا .
( 3 ) تبنگ به پارسى همان طبق است .