تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥

درآى . زال را اين كار رودابه شگفت آمد و گيسوان مشكين او را بوسيدن گرفت و گفت : مباد آن روز كه من چنين كنم . پس از ريدكى كه همراهش بيامده بود ، كمند بگرفت و بر سر كنگره افكند و خود را به هر سختىاى كه بود به بالا رسانيد . چون به بام در آمد ، رودابه بيامد و او را نماز برد و دست زال را در دست گرفت و با هم به آن بزم شاهوار كه همچون بهشتى آراسته گشته بود ، برفتند . « 1 » زال از آن مايه زيبايى و شكوه رودابه و آن بزم در شگفت آمده بود ، رودابه نيز به زال كه با فرّهى بر كنارش بنشسته بود و دشنه‌اى در برش آويخته و تاجى از ياكند سرخ بر سر نهاده بود ، خيره گشته بود . و بدين سان يكديگر را در بر گرفته و نبيذ « 2 » مىخوردند . آنگاه زال به رودابه گفت : اى سرو سيمين بر ، اگر منوچهر شاه ، داستان ما را بشنود ، ناخرسند گردد ، سام نريمان نيز چون شِنَود ، بر من به جوش آيد . « 3 » ليكن بدان كه جان من در برابر اين دلدادگى ، ارزشى ندارد و در اين راه از جان مىگذرم و نساجامه « 4 » مىپوشم چرا كه در پيشگاه داور دادگر پيمان بسته‌ام كه هرگز از پيمان تو نگذرم . پس ، از اين پس به درگاه پروردگار به نيايش مىپردازم تا مگر دل سام و منوچهرشاه از كين تهى گردد و تو آشكارا جفت من گردى . رودابه نيز گفت : من نيز در پيشگاه يزدان پيمان بسته‌ام كه جز زال زر ، پهلوان گيتى ، كه با تاج و گنج و با نام و فرّ است ، كسى بر من پادشاه نباشد . و زال و رودابه اين چنين در كنار يكديگر ببودند تا اين كه سپيده برآمد و بانگ تبيره از سراپرده برخاست . پس زال به ناچار ، رودابه را بدرود كرد . به گاهِ بدرود ، هر دو با ديدگانى اشكبار سر سوى خورشيد كردند و

هامش
( 1 ) - ثعالبى مىنويسد كه چون زال از كنگره بالا رفت ، زال و رودابه يكديگر را در آغوش كشيدند و از حال يكديگر بپرسيدند و از هوش رفتند . كنيزان بر آنان گلاب پاشيدند و كم كم آنان را به هوش آوردند . پس آنگاه به سراى رودابه رفتند . تاريخ غرر السير ، ص 77 .
( 2 ) - ر . ك . زيرنويس شمارهء 2 صفحه . 114
( 3 ) - ناخرسندى ايشان از آن رو بود كه : 1 - مهراب و خاندانش از نژاد ضحاك بودند و همواره ميان ايرانيان و اين نژاد ، دشمنى ديرين وجود داشت . 2 - مهراب و خاندانش بت‌پرست بودند ، ليكن سام و منوچهر يزدان پرست بوده‌اند .
( 4 ) - نساجامه به پارسى به معنى كفن باشد .