منوچهر بفرمود تا سپاهيان را به سوى دشت ببرد و در اين جنگ ، سخت خردمند باشد تا كارها به كام او شود . منوچهر گفت : اى شاه سرفراز اين كيست كه به نزد تو به كينه خواهى آمده است ، هر كه هست بخت ازو بر گشته كه به اين كار آهنگ كرده است ، چرا كه من اينك كه كمر خود را به زره رومى ببندم ، بازنگشايم تا آنكه بر ايشان چيره گردم و بدان كه هيچكس را نمىشناسم كه هماورد من تواند گردد . پس آنگاه منوچهر بفرمود تا قارن - كه سپهدار لشگر بود - سپاهيان را به سوى دشت ببرد . پس لشگريان بسيارى به سوى دشت رو نهادند . از هر سوى بانگ و خروش اسپان تازى و تبيره چنان به آسمان خاسته بود كه گوشها كر مىگشت . از لشگرگاه تا دو كُروه ، « 1 » پيلان رده كشيده بودند . بر پشت شست پيل ، تختهاى زرين پر از گهرهاى گوناگون نهاده بودند و بر پشت سيسد پيل بنه سپاهيان گذارده بودند . پيكر همهء اين پيلان به زير برگستوان بود ، چنان كه تنها چشمشان از آهن بيرون مانده بود . اين چنين سيسد هزار سوار جنگى « 2 » با گرزهاى گران و تيغهاى آبديده ، همچون شير ژيان ، آنسان كه همگى كمر بر كين ايرج بسته و درفش كاويانى را پيش رو نهاده بودند به درون دشت شدند و سراپردهء شاه را نيز همانجا زدند . منوچهر نيز با قارن ِ سپهدار از راه بيشهء نارون از تميشه به دشت آمد « 3 » و از برابر لشگر بگذشت . پس به آرايش
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 155
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص١٥٥
هامش
( 1 ) - كُروهKoruhواژه پارسى ميل است كه ثلث فرسنگ باشد .
( 2 ) - گرديزى تعداد سپاه منوچهر را بجاى 300 هزار ، 30 هزار تن نوشته است . زين الاخبار ، ص 40 و معتقد است كه سپاه منوچهر از باسيان ( در خوزستان ) به جنگ رفت . همان ، ص 41 - 40 .
( 3 ) - بايد گفت مسير حركت سپاهيان سلم و تور از توران زمين از راه رود جيحون بوده و پس از عبور از جيحون ، قاعدتاً مىبايست از طريق گذشتن از خراسان بزرگ به سوى تميشه - كه پايتخت ايران آن روز بود - در حركت آمده باشند . سپاه منوچهر نيز طبعاً در ناحيه تميشه كه از 3 طرف شمال و غرب و جنوب محدود به دريا و كوه و جنگل مىشده نمىتوانسته جنگ را آن هم با آن سپاهيان بيكران بيآغازد . بناگزير به سوى شرق بيشهء نارون يعنى دشتهاى مجاور دامغان و بسطام مىتوانسته در حركت آيد و قاعدتاً سپاهيان سلم و تور نيز در اين محل به ايشان رسيده و جنگ در گرفته است . گرچه برخى گمان بردهاند كه جنگ در دشت خوارزم واقع شده است ، ليكن با آنچه كه از گفتار حكيم فردوسى دريافته مىگردد ، نمىتوانسته چنين بوده باشد ، چون به نحوى سخن به ميان آمده كه بلافاصله از تميشه به دشت وارد شدهاند و دو سپاه با هم روياروى گشتهاند و براى اين كه سپاه ايران از تميشه و بيشه نارون به آنجا برسد مسافت زيادى مىبايست طى شده باشد . بنا بر اين احتمالى كه در باب وقوع جنگ در دشتهاى مجاور دامغان و بسطام داده شد ، بيشتر به صواب نزديك است .