تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 890

مساهمون:

ص٨٩٠
دو ديباست يك در دگر بافته * برآورده پيش خرد تافته
نه از پادشا بىنيازست دين * نه بىدين بود شاه را آفرين
چنين پاسبانان يكديگرند * تو گويى كه در زير يك چادرند
نه آن زين نه اين زان بود بىنياز * دو انباز ديديمشان نيك ساز
چو باشد خداوند راى و خرد * دو گيتى همى مرد دينى برد
چو دين را بود پادشا پاسبان * تو اين هر دو را جز برادر مخوان
چو دين دار كين دارد از پادشا * مخوان تا توانى ورا پارسا
هرانكس كه بر دادگر شهريار * گشايد زبان مرد دينش مدار
چه گفت آن سخن گوى با آفرين * كه چون بنگرى مغز دادست دين
سر تخت شاهى بپيچد سه كار * نخستين ز بيدادگر شهريار
دگر آنك بىسود را بركشد * ز مرد هنرمند سر دركشد
سديگر كه با گنج خويشى كند * بدينار كوشد كه بيشى كند
ببخشندگى ياز و دين و خرد * دروغ ايچ تا با تو برنگذرد
رخ پادشا تيره دارد دروغ * بلنديش هرگز نگيرد فروغ
نگر تا نباشى نگهبان گنج * كه مردم ز دينار يازد برنج
اگر پادشا آز گنج آورد * تن زيردستان برنج آورد
كجا گنج دهقان بود گنج اوست * و گر چند بر كوشش و رنج اوست
نگهبان بود شاه گنج ورا * ببار آورد شاخ رنج ورا
بدان كوش تا دور باشى ز خشم * به مردى بخواب از گنهكار چشم
چو خشم آورى هم پشيمان شوى * بپوزش نگهبان درمان شوى
هرانگه كه خشم آورد پادشا * سبك مايه خواند ورا پارسا
چو بر شاه زشتست بد خواستن * ببايد به خوبى دل آراستن
و گر بيم دارى بدل يك زمان * شود خيره راى از بد بد گمان
ز بخشش منه بر دل اندوه نيز * بدان تا توان اى پسر ارج چيز
چنان دان كه شاهى بدان پادشاست * كه دور فلك را ببخشيد راست
زمانى غم پادشاهى برد * رد و موبدش راى پيش آورد
بپرسد هم از كار بيداد و داد * كند اين سخن بر دل شاه ياد
به روزى كه راى شكار آيدت * چو يوز درنده به كار آيدت
دو بازى بهم در نبايد زدن * مى و بزم و نخچير و بيرون شدن
كه تن گردد از جستن مى گران * نگه داشتند اين سخن مهتران
و گر دشمن آيد بجايى پديد * ازين كارها دل ببايد بريد
درم دادن و تيغ پيراستن * ز هر پادشاهى سپه خواستن
بفردا ممان كار امروز را * بر تخت منشان بد آموز را
مجوى از دل عاميان راستى * كه از جست و جو آيدت كاستى
وزيشان ترا گر بد آيد خبر * تو مشنو ز بد گوى و انده مخور
نه خسرو پرست و نه يزدان پرست * اگر پاى گيرى سر آيد بدست
چنين باشد اندازهء عام شهر * ترا جاودان از خرد باد بهر
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 890 | حكيم أبو القاسم الفردوسي