تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
كه تا من بگيتى كمر بسته‌ام * بسى رزم گردنكشان جسته‌ام
سوارى نديدم چو اسفنديار * زره دار با جوشن كارزار
چو بيچاره برگشتم از دست اوى * بديدم كمان و بر و شست اوى
سوى چاره گشتم ز بيچارگى * بدادم به دو سر بيكبارگى
زمان ورا در كمان ساختم * چو روزش سر آمد بينداختم
گر او را همى روز باز آمدى * مرا كار گز كى فراز آمدى
ازين خاك تيره ببايد شدن * بپرهيز يك دم نشايد زدن
همانست كز گز بهانه منم * وزين تيرگى در فسانه منم

[ اندرز كردن اسفنديار رستم را ]

چنين گفت با رستم اسفنديار * كه اكنون سر آمد مرا روزگار
تو اكنون مپرهيز و خيز ايدر آى * كه ما را دگرگونه‌تر گشت راى
مگر بشنوى پند و اندرز من * بدانى سر مايه و ارز من
بكوشى و آن را بجاى آورى * بزرگى برين رهنماى آورى
تهمتن بگفتار او داد گوش * پياده بيامد برش با خروش
همى ريخت از ديدگان آب گرم * همى مويه كردش بآواى نرم
چو دستان خبر يافت از رزمگاه * ز ايوان چو باد اندر آمد به راه
ز خانه بيامد بدشت نبرد * دو ديده پر از آب و دل پر ز درد
زواره فرامرز چون بيهشان * برفتند چندى ز گردنكشان
خروشى بر آمد ز آوردگاه * كه تاريك شد روى خورشيد و ماه
برستم چنين گفت زال اى پسر * ترا بيش گريم به درد جگر
كه ايدون شنيدم ز داناى چين * ز اخترشناسان ايران زمين
كه هر كس كه او خون اسفنديار * بريزد سر آيد برو روزگار
بدين گيتيش شور بختى بود * و گر بگذرد رنج و سختى بود
چنين گفت با رستم اسفنديار * كه از تو نديدم بد روزگار
زمانه چنين بود و بود آنچ بود * سخن هرچ گويم ببايد شنود
بهانه تو بودى پدر بد زمان * نه رستم نه سيمرغ و تير و كمان
مرا گفت رو سيستان را بسوز * نخواهم كزين پس بود نيمروز
بكوشيد تا لشكر و تاج و گنج * به دو ماند و من بمانم برنج
كنون بهمن اين نامور پور من * خردمند و بيدار دستور من
بميرم پدروارش اندر پذير * همه هرچ گويم ترا ياد گير
بزابلستان در ورا شاد دار * سخنهاى بد گوى را ياد دار
بياموزش آرايش كارزار * نشستنگه بزم و دشت شكار
مى و رامش و زخم چوگان و كار * بزرگى و بر خوردن از روزگار
چنين گفت جاماسپ گم بوده نام * كه هرگز بگيتى مبيناد كام
كه بهمن ز من يادگارى بود * سرافرازتر شهريارى بود
تهمتن چو بشنيد بر پاى خاست * ببر زد بفرمان او دست راست
كه تو بگذرى زين سخن نگذرم * سخن هرچ گفتى به جاى آورم
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 752 | حكيم أبو القاسم الفردوسي