تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
همى راند تا پيش دريا رسيد * ز سيمرغ روى هوا تيره ديد
چو آمد بنزديك دريا فراز * فرود آمد آن مرغ گردنفراز
برستم نمود آن زمان راه خشك * همى آمد از باد او بوى مشك
بماليد بر تاركش پرّ خويش * بفرمود تا رستم آمدش پيش
گزى ديد بر خاك سر بر هوا * نشست از برش مرغ فرمانروا
به دو گفت شاخى گزين راست‌تر * سرش برترين و تنش كاست‌تر
بدان گز بود هوش اسفنديار * تو اين چوب را خوار مايه مدار
بر آتش مرين چوب را راست كن * نگه كن يكى نغز پيكان كهن
بنه پرّ و پيكان بروبر نشان * نمودم ترا از گزندش نشان
چو ببريد رستم تن شاخ گز * بيامد ز دريا بايوان و رز
بران كار سيمرغ بد رهنماى * همى بود بر تارك او بپاى
به دو گفت اكنون چو اسفنديار * بيايد بجويد ز تو كارزار
تو خواهش كن و لابه و راستى * مكوب ايچ گونه در كاستى
مگر باز گردد بشيرين سخن * به ياد آيدش روزگار كهن
كه تو چند گه بودى اندر جهان * برنج و به سختى ز بهر مهان
چو پوزش كنى چند نپذيردت * همى از فرومايگان گيردت
بزه كن كمان را و اين چوب گز * بدين گونه پرورده در آب رز
ابر چشم او راست كن هر دو دست * چنانچون بود مردم گز پرست
زمانه برد راست آن را به چشم * بدانگه كه باشد دلت پر ز خشم
تن زال را مرغ پدرود كرد * ازو تار و ز خويشتن پود كرد
ازان جايگه نيك دل برپريد * چو اندر هوا رستم او را بديد
يكى آتش چوب پرتاب كرد * دلش را بران رزم شاداب كرد
يكى تيز پيكان به دو در نشاند * چپ و راست پرها بروبر نشاند

[ بازگشتن رستم به جنگ اسفنديار ]

سپيده همانگه ز كه بر دميد * ميان شب تيره اندر چميد
بپوشيد رستم سليح نبرد * همى از جهان آفرين ياد كرد
چو آمد بر لشكر نامدار * كه كين جويد از رزم اسفنديار
به دو گفت برخيز ازين خواب خوش * بر آويز با رستم كينه كش
چو بشنيد آوازش اسفنديار * سليح جهان پيش او گشت خوار
چنين گفت پس با پشوتن كه شير * بپيچد ز چنگال مرد دلير
گمانى نبردم كه رستم ز راه * بايوان كشد ببر و گبر و كلاه
همان باركش رخش زير اندرش * ز پيكان نبود ايچ پيدا برش
شنيدم كه دستان جادو پرست * بهنگام يازد بخورشيد دست
چو خشم آرد از جادوان بگذرد * برابر نكردم پس اين با خرد
پشوتن به دو گفت پر آب چشم * كه بر دشمنت باد تيمار و خشم
چه بودت كه امروز پژمرده‌اى * همانا بشب خواب نشمرده‌اى
ميان جهان اين دو يل را چه بود * كه چندين همى رنج بايد فزود