تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢
ورا پهلوان زود در بر گرفت * ز دير آمدن پوزش اندر گرفت
برفتند هر دو بجاى نشست * خود و نامداران خسروپرست
چو بنشست بهمن بدادش درود * ز شاه و ز ايرانيان بر فزود
ازان پس چنين گفت كاسفنديار * چو آتش برفت از در شهريار
سراپرده زد بر لب هيرمند * بفرمان فرخنده شاه بلند
پيامى رسانم ز اسفنديار * اگر بشنود پهلوان سوار
چنين گفت رستم كه فرمان شاه * بر آنم كه برتر ز خورشيد و ماه
خوريم آنچ داريم چيزى نخست * پس آنگه جهان زير فرمان تست
بگسترد بر سفره بر نان نرم * يكى گور بريان بياورد گرم
چو دستار خوان پيش بهمن نهاد * گذشته سخنها برو كرد ياد
برادرش را نيز با خود نشاند * و زان نامداران كسان را نخواند
دگر گور بنهاد در پيش خويش * كه هر بار گورى بدى خوردنيش
نمك بر پراگند و ببريد و خورد * نظاره برو بر سرافراز مرد
همى خورد بهمن ز گور اندكى * نبد خوردنش زان او ده يكى
بخنديد رستم به دو گفت شاه * ز بهر خورش دارد اين پيشگاه
خورش چون بدين گونه دارى بخوان * چرا رفتى اندر دم هفتخوان
چگونه زدى نيزه در كارزار * چو خوردن چنين دارى اى شهريار
به دو گفت بهمن كه خسرو نژاد * سخن گوى و بسيار خواره مباد
خورش كم بود كوشش و جنگ بيش * به كف بر نهيم آن زمان جان خويش
بخنديد رستم بآواز گفت * كه مردى نشايد ز مردان نهفت
يكى جام زرّين پر از باده كرد * وزو ياد مردان آزاده كرد
دگر جام بر دست بهمن نهاد * كه برگير ازان كس كه خواهى تو ياد
بترسيد بهمن ز جام نبيد * زواره نخستين دمى در كشيد
به دو گفت كاى بچّهء شهريار * به تو شاد بادا مى و ميگسار
ازو بستد آن جام بهمن بچنگ * دل آزار كرده بدان مى درنگ
همى ماند از رستم اندر شگفت * ازان خوردن و يال و بازوى و كفت
نشستند بر باره هر دو سوار * همى راند بهمن بر نامدار
بدادش يكايك درود و پيام * از اسفنديار آن يل نيك نام

[ پاسخ دادن رستم بهمن را ]

چو بشنيد رستم ز بهمن سخن * پر انديشه شد نامدار كهن
چنين گفت كآرى شنيدم پيام * دلم شد بديدار تو شادكام
ز من پاسخ اين بر باسفنديار * كه اى شير دل مهتر نامدار
هر انكس كه دارد روانش خرد * سر مايهء كارها بنگرد
چو مردى و پيروزى و خواسته * ورا باشد و گنج آراسته
بزرگى و گردى و نام بلند * بنزد گرانمايگان ارجمند
بگيتى بران سان كه اكنون تويى * نبايد كه دارى سر بدخويى
بباشيم بر داد و يزدان پرست * نگيريم دست بدى را بدست