تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
نخندد زمين تا نگريد هوا * هوا را نخوانم كف پادشا
كه باران او در بهاران بود * نه چون همّت شهرياران بود
بخورشيد ماند همى دست شاه * چو اندر حمل برفرازد كلاه
اگر گنج پيش آيد از خاك خشك * و گر آب دريا و گر در و مشك
ندارد همى روشنايش باز * ز درويش و ز شاه گردن فراز
كف شاه ابو القاسم آن پادشا * چنين است با پاك و ناپارسا
دريغش نيايد ز بخشيدن ايچ * نه آرام گيرد بروز بسيچ
چو جنگ آيدش پيش جنگ آورد * سر شهرياران بچنگ آورد
بدان كس كه گردن نهد گنج خويش * ببخشد نينديشد از رنج خويش
جهان را جهاندار محمود باد * ازو بخشش و داد موجود باد
ز رويين دژ اكنون جهان ديده پير * نگر تا چه گويد ازو يادگير

[ خوان نخست كشتن اسفنديار دو گرگ را ]

سخن گوى دهقان چو بنهاد خوان * يكى داستان راند از هفتخوان
ز رويين دژ و كار اسفنديار * ز راه و ز آموزش گرگسار
چنين گفت كو چون بيامد ببلخ * زبان و روان پر ز گفتار تلخ
همى راند تا پيشش آمد دو راه * سرا پرده و خيمه زد با سپاه
بفرمود تا خوان بياراستند * مى و رود و رامشگران خواستند
برفتند گردان لشكر همه * نشستند بر خوان شاه رمه
يكى جام زرّين به كف بر گرفت * ز گشتاسپ آنگه سخن در گرفت
و ز ان پس بفرمود تا گرگسار * شود داغ دل پيش اسفنديار
بفرمود تا جام زرّين چهار * دمادم ببستند بر گرگسار
از آن پس به دو گفت كاى تيره بخت * رسانم ترا من بتاج و بتخت
گر ايدونك هرچت بپرسيم راست * بگويى همه شهر تركان تراست
چو پيروز گردم سپارم ترا * بخورشيد تابان بر آرم ترا
نيازارم آن را كه پيوند تست * هم آن را كه پيوند فرزند تست
و گر هيچ گردى بگرد دروغ * نگيرد بر من دروغت فروغ
ميانت بخنجر كنم به دو نيم * دل انجمن گردد از تو به بيم
چنين داد پاسخ ورا گرگسار * كه اى نامور فرّخ اسفنديار
ز من نشنود شاه جز گفت راست * تو آن كن كه از پادشاهى سزاست
به دو گفت رويين دژ اكنون كجاست * كه آن مرز ازين بوم ايران جداست
به دو چند راهست و فرسنگ چند * كدام آنك ازو هست بيم و گزند
سپه چند باشد هميشه دروى * ز بالاى دژ هرچ دانى بگوى
چنين داد پاسخ ورا گرگسار * كه اى شير دل خسرو شهريار
سه راهست ز ايدر بدان شارستان * كه ارجاسپ خواندش پيكارستان
يكى در سه ماه و يكى در دو ماه * گر ايدون خورش تنگ باشد به راه
گيا هست و آبشخور چارپاى * فرود آمدن را نيابى تو جاى
سه ديگر بنزديك يك هفته راه * بهشتم برويين دژ آيد سپاه