تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
سپاهى بكردار درياى آب * بقلب اندرون جهن و افراسياب
چو هر دو سپاه اندر آمد ز جاى * تو گفتى كه دارد در و دشت پاى
سيه شد ز گرد سپاه آفتاب * ز پيكان الماس و پرّ عقاب
ز بس نالهء بوق و گرد سپاه * ز بانگ سواران در آن رزمگاه
همى آب گشت آهن و كوه و سنگ * به دريا نهنگ و بهامون پلنگ
زمين پر ز جوش و هوا پر خروش * هژبر ژيان را بدريد گوش
جهان سر بسر گفتى از آهنست * و گر آسمان بر زمين دشمنست
بهر جاى بر توده چون كوه كوه * ز گردان ايران و توران گروه
همه ريگ ارمان سر و دست و پاى * زمين را همى دل بر آمد ز جاى
همه بوم شد زير نعل اندرون * چو كرباس آهار داده به خون
و ز ان پس دليران افراسياب * برفتند بر سان كشتى بر آب
بصندوق پيلان نهادند روى * كجا ناوك انداز بود اندروى
حصارى بد از پيل پيش سپاه * برآورده بر قلب و بر بسته راه
ز صندوق پيلان بباريد تير * برآمد خروشيدن دار و گير
برفتند گردان نيزه وران * هم از قلب لشكر سپاهى گران
نگه كرد افراسياب از دو ميل * بدان لشكر و جنگ و صندوق و پيل
همه ژنده پيلان و لشكر براند * جهان تيره شد روشنايى نماند
خروشيد كاى نامداران جنگ * چه داريد بر خويشتن جاى تنگ
ممانيد بر پيش صندوق و پيل * سپاهست بيكار بر چند ميل
سوى ميمنه ميسره بر كشيد * ز قلب و ز صندوق برتر كشيد
بفرمود تا جهن رزم آزماى * رود با تگينان لشكر ز جاى
برد دو هزار آزموده سوار * همه نيزه‌دار از در كارزار
بر ميسره شير جنگى طبرد * بشد تيز با نامداران گرد
چو كىخسرو آن رزم تركان بديد * كه خورشيد گشت از جهان ناپديد
سوى آوه و سمكنان كرد روى * كه بودند شيران پرخاش جوى
بفرمود تا بر سوى ميسره * بتابند چون آفتاب از بره
برفتند با نامور ده هزار * زره‌دار با گرزهء گاو سار
بشماخ سورى بفرمود شاه * كه از نامداران ايران سپاه
گزين كن ز جنگ آوران ده هزار * سواران گرد از در كارزار
ميان دو صف تيغها بركشيد * مبينيد كس را سر اندر كشيد
دو لشكر برينسان برآويختند * چنان شد كه گفتى برآميختند
چكاچاك برخاست از هر دو روى * ز پرخاش خون اندر آمد بجوى
چو برخاست گرد از چپ و دست راست * جهاندار خفتان رومى بخواست
بيك سو كشيدند صندوق پيل * جهان شد بكردار درياى نيل
بجنبيد با رستم از قبلگاه * منوشان خوزان لشكر پناه
بر آمد خروشيدن بوق و كوس * بيك دست خسرو سپهدار طوس
بياراسته كاويانى درفش * همه پهلوانان زرينه كفش