تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
گواهى دهم كاين سخنها ز اوست * تو گوئى دو گوشم پر آواز اوست
[ على را چنين گفت و ديگر همين * كزيشان قوى شد بهر گونه دين ]
[ نبى آفتاب و صحابان چو ماه * بهم بستىء يكدگر راست راه ]
منم بندهء اهل بيت نبى * ستايندهء خاك پاى وصى
حكيم اين جهان را چو دريا نهاد * بر انگيخته موج از و تند باد
چو هفتاد كشتى برو ساخته * همه بادبانها بر افراخته
يكى پهن كشتى بسان عروس * بياراسته همچو چشم خروس
محمد به دو اندرون با على * همان اهل بيت نبى و ولى
خردمند كز دور دريا بديد * كرانه نه پيدا و بن ناپديد
بدانست كو موج خواهد زدن * كس از غرق بيرون نخواهد شدن
بدل گفت اگر با نبى و وصى * شوم غرقه دارم دو يار وفي
همانا كه باشد مرا دستگير * خداوند تاج و لوا و سرير
خداوند جوى مى و انگبين * همان چشمهء شير و ماء معين
اگر چشم دارى بديگر سراى * بنزد نبى و على گير جاى
گرت زين بد آيد گناه منست * چنين است و اين دين و راه منست
[ برين زادم و هم برين بگذرم * چنان دان كه خاك پى حيدرم ]
[ دلت گر به راه خطا مايلست * ترا دشمن اندر جهان خود دلست ]
[ نباشد جز از بىپدر دشمنش * كه يزدان به آتش بسوزد تنش
[ هر آن كس كه در جانش بغض عليست * ازو زارتر در جهان زار كيست ]
[ نگر تا ندارى ببازى جهان * نه بر گردى از نيك پى همرهان ]
[ همه نيكيت بايد آغاز كرد * چو با نيكنامان بوى همنورد ]
[ از اين در سخن چند رانم همى * همانا كرانش ندانم همى

گفتار اندر فراهم آوردن شاه‌نامه

سخن هر چه گويم همه گفته‌اند * بر باغ دانش همه رفته‌اند
اگر بر درخت برومند جاى * نيابم كه از بر شدن نيست راى
كسى كو شود زير نخل بلند * همان سايه زو باز دارد گزند
توانم مگر پايهء ساختن * بر شاخ آن سرو سايه فكن
كزين نامور نامهء شهريار * بگيتى بمانم يكى يادگار
تو اين را دروغ و فسانه مدان * برنگ فسون و بهانه مدان
ازو هر چه اندر خورد با خرد * دگر بر ره رمز و معنى برد
يكى نامه بود از گه باستان * فراوان به دو اندرون داستان
پراگنده در دست هر موبدى * ازو بهرهء نزد هر بخردى
يكى پهلوان بود دهقان نژاد * دلير و بزرگ و خردمند و راد
پژوهندهء روزگار نخست * گذشته سخنها همه باز جست
ز هر كشورى موبدى سالخورد * بياورد كاين نامه را ياد كرد
بپرسيدشان از كيان جهان * و زان نامداران فرّخ مهان
كه گيتى به آغاز چون داشتند * كه ايدون بما خوار بگذاشتند