تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
و ديگر كه اين جاى كين جستنست * جهان را ز آهرمنان شستنست
بكين سياوش بفرمان شاه * نشايد بپيوند كردن نگاه
و گر بارد از ابر پولاد تيغ * نشايد كه داريم ما جان دريغ
نشايد شكستن دلش را بجنگ * بپوشيدنش جامهء نام و ننگ
كه چون كاهلى پيشه گيرد جوان * بماند منش پست و تيره روان
چو پاسخ چنين يافت چاره نبود * يكى با پسر نيز بند آزمود
بگودرز گفت اى جهان پهلوان * بجايى كه پيكار خيزد بجان
مرا خود شب و روز كارست پيش * چرا داد بايد مرا جان خويش
نه فرزند بايد نه گنج و سپاه * نه آزرم سالار و فرمان شاه
اگر جنگ جويد سليحش كجاست * زره دارد از من چه بايدش خواست
چنين گفت پيش پدر رزمساز * كه ما را بدرع تو نايد نياز
برانى كه اندر جهان سر بسر * بدرع تو جويند مردان هنر
چو درع سياوش نباشد بجنگ * نجويند گردنكشان نام و ننگ
بر انگيخت اسب از ميان سپاه * كه آيد ز لشكر بآوردگاه

[ دادن گيو زره سياوش را به بيژن ]

چو از پيش گودرز شد ناپديد * دل گيو ز اندوه او بر دميد
پشيمان شد از درد دل خون گريست * نگر تا غم و مهر فرزند چيست
يكى به آسمان بر فرازيد سر * پر از خون دل از درد خسته جگر
بدادار گفت ار جهان داورى * يكى سوى اين خسته دل بنگرى
نسوزى تو از جان بيژن دلم * كه ز آب مژه تا دل اندر گلم
به من باز بخشش تو اى كردگار * بگردان ز جانش بد روزگار
بيامد پر انديشه دل پهلوان * پر از خون دل از بهر رفته جوان
بدل گفت خيره بيازردمش * چرا خواسته پيش ناوردمش
گر او را ز هومان بد آيد بسر * چبايد مرا درع و تيغ و كمر
بمانم پر از حسرت و درد و خشم * پر از آرزو دل پر از آب چشم
و زانجا دمان هم بكردار گرد * بپيش پسر شد بجاى نبرد
به دو گفت ما را چه دارى بتنگ * همى تيزى آرى بجاى درنگ
سيه مار چندان دمد روز جنگ * كه از ژرف دريا بر آيد نهنگ
درفشيدن ماه چندان بود * كه خورشيد تابنده پنهان بود
كنون سوى هومان شتابى همى * ز فرمان من سر بتابى همى
چنين برگزينى همى راى خويش * ندانى كه چون آيدت كار پيش
به دو گفت بيژن كه اى نيو باب * دل من ز كين سياوش متاب
كه هومان نه از روى و ز آهنست * نه پيل ژيان و نه آهرمنست
يكى مرد جنگست و من جنگجوى * ازو برنتابم ببخت تو روى
نوشته مگر بر سرم ديگرست * زمانه بدست جهان داورست
اگر بودنى بود دل را بغم * سزد گر ندارى نباشى دژم
چو بشنيد گفتار پور دلير * ميان بستهء جنگ برسان شير
فرود آمد از ديزهء راهجوى * سپر داد و درع سياوش بدوى
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 487 | حكيم أبو القاسم الفردوسي