تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
چنين گفت هومان كه امروز كار * نبايد كه چون دى بود كارزار
همه جان شيرين به كف بر نهيد * چو من بر خروشم دميد و دهيد
تهى كرد بايد از يشان زمين * نبايد كه آيند زين پس بكين
بپيش اندر آمد سپهدار طوس * پياده بياورد و پيلان و كوس
صفى بر كشيدند پيش سوار * سپردار و ژوپين ور و نيزه‌دار
مجنبيد گفت ايچ از جاى خويش * سپر با سنان اندر آريد پيش
ببينيم تا اين نبرده سران * چگونه گزارند گرز گران

[ جادوى كردن تورانيان بر سپاه ايران ]

ز تركان يكى بود بازور نام * بافسون بهر جاى گسترده كام
بياموخته كژّى و جادوى * بدانسته چينى و هم پهلوى
چنين گفت پيران بافسون پژوه * كز ايدر برو تا سر تيغ كوه
يكى برف و سرما و باد دمان * بريشان بياور هم اندر زمان
هوا تيره‌گون بود از تير ماه * همى گشت بر كوه ابر سياه
چو بازور در كوه شد در زمان * برآمد يكى برف و باد دمان
همه دست آن نيزه‌داران ز كار * فرو ماند از برف در كارزار
ازان رستخيز و دم زمهرير * خروش يلان بود و باران تير
بفرمود پيران كه يك سر سپاه * يكى حمله سازيد زين رزمگاه
چو بر نيزه بر دستهاشان فسرد * نيارست بنمود كس دست برد
و زان پس بر آورد هومان غريو * يكى حمله آورد برسان ديو
بكشتند چندان ز ايران سپاه * كه درياى خون گشت آوردگاه
در و دشت گشته پر از برف و خون * سواران ايران فتاده نگون
ز كشته نبد جاى رفتن بجنگ * ز برف و ز افگنده شد جاى تنگ
سيه گشت در دشت شمشير و دست * به روى اندر افتاده برسان مست
نبد جاى گردش دران رزمگاه * شده دست لشكر ز سرما تباه
سپهدار و گردنكشان آن زمان * گرفتند زارى سوى آسمان
كه اى برتر از دانش و هوش و راى * نه در جاى و بر جاى و نه زير جاى
همه بندهء پر گناه توايم * به بيچارگى داد خواه توايم
ز افسون و از جادوى برترى * جهاندار و بر داوران داورى
تو باشى به بيچارگى دستگير * تواناتر از آتش و زمهرير
ازين برف و سرما تو فريادرس * نداريم فريادرس جز تو كس
بيامد يكى مرد دانش پژوه * برهّام بنمود آن تيغ كوه
كجا جاى بازور نستوه بود * بر افسون و تنبل بران كوه بود
بجنبيد رهّام زان رزمگاه * برون تاخت اسپ از ميان سپاه
زِرِه دامنش را بزد بر كمر * پياده بر آمد بران كوه سر
چو جادو بديدش بيامد بجنگ * عمودى ز پولاد چينى بچنگ
چو رهّام نزديك جادو رسيد * سبك تيغ تيز از ميان بر كشيد
بيفگند دستش بشمشير تيز * يكى باد برخاست چون رستخيز
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 359 | حكيم أبو القاسم الفردوسي