تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
ز لشكر بيامد بكردار باد * چنين گفت كاى طوس فرّخ نژاد
فريبنده هومان ميان دو صف * بيامد دمان بر لب آورده كف
كنون با تو چندين چه گويد براز * ميان دو صف گفت و گوى دراز
سخن جز بشمشير با او مگوى * مجوى از در آشتى هيچ روى
چو بشنيد هومان برآشفت سخت * چنين گفت با گيو بيدار بخت
ايا گم شده بخت آزادگان * كه گم باد گودرز كشوادگان
فراوان مرا ديدهء روز جنگ * بآوردگه تيغ هندى بچنگ
كس از تخم كشواد جنگى نماند * كه منشور تيغ مرا بر نخواند
ترا بخت چون روى آهرمنست * بخان تو تا جاودان شيونست
اگر من شوم كشته بر دست طوس * نه بر خيزد آيين گوپال و كوس
بجايست پيران و افراسياب * بخواهد شدن خون من رود آب
نه گيتى شود پاك ويران ز من * سخن راند بايد بدين انجمن
و گر طوس گردد بدستم تباه * يكى ره نيابند ز ايران سپاه
تو اكنون بمرگ برادر گرى * چه با طوس نوذر كنى داورى
به دو گفت طوس اين چه آشفتنست * بدين دشت پيكار تو با منست
بيا تا بگرديم و كين آوريم * بجنگ ابروان پر ز چين آوريم
به دو گفت هومان كه دادست مرگ * سرى زير تاج و سرى زير ترگ
اگر مرگ باشد مرا بىگمان * بآورد گه به كه آيد زمان
بدست سوارى كه دارد هنر * سپهبد سر و گرد و پرخاشخر
گرفتند هر دو عمود گران * همى حمله برد آن برين اين بران
ز مى گشت گردان و شد روز تار * يكى ابر بست از بر كارزار
تو گفتى شب آمد بريشان بروز * نهان گشت خورشيد گيتى فروز
ازان چاك چاك عمود گران * سرانشان چو سندان آهنگران
بابر اندرون بانگ پولاد خاست * بدرياى شهد اندرون باد خاست
ز خون بر كف شير كفشير بود * همه دشت پر بانگ شمشير بود
خم آورد رويين عمود گران * شد آهن بكردار چاچى كمان
تو گفتى كه سنگست سر زير ترگ * سيه شد ز زخم يلان روى مرگ
گرفتند شمشير هندى بچنگ * فرو ريخت آتش ز پولاد و سنگ
ز نيروى گردنكشان تيغ تيز * خم آورد و در زخم شد ريز ريز
همه كام پر خاك و پر خاك سر * گرفتند هر دو دوال كمر
ز نيروى گردان گردان شد ركيب * يكى را نيامد سر اندر نشيب
كمربند بگسست و هومان بجست * يكى اسپ آسوده را بر نشست
سپهبد سوى تركش آورد چنگ * كمان را بزه كرد و تير خدنگ
بران نامور تير باران گرفت * چپ و راست جنگ سواران گرفت
ز پولاد پيكان و پرّ عقاب * سپر كرد بر پيش روى آفتاب
جهان چون ز شب رفته دو پاس گشت * همه روى كشور پر الماس گشت
ز تير خدنگ اسپ هومان بخست * تن بارگى گشت با خاك پست