تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
سپردم ترا تاج و پرده سراى * همان گنج آگنده و تخت و جاى
درفش و سواران و پيلان كوس * چو ايدر بيايد سپهدار طوس
چنين هم پذيرفته او را سپار * تو بيدار دل باش و به روزگار
[ ز ديده بباريد خوناب زرد * لب راد مردان پر از باد سرد ]
ز لشكر گزين كرد سيصد سوار * همه گرد و شايستهء كارزار
صد اسپ گزيده بزرّين ستام * پرستار و زرّين كمر صد غلام
بفرمود تا پيش او آورند * سليح و ستام و كمر بشمرند
درم نيز چندان كه بودش به كار * ز دينار و ز گوهر شاهوار
ازان پس گرانمايگان را بخواند * سخنهاى بايسته چندى براند
چنين گفت كز نزد افراسياب * گذشتست پيران بدين روى آب
يكى راز پيغام دارد به من * كه ايمن به دويست از انجمن
همى سازم اكنون پذيره شدن * شما را هم ايدر ببايد بدن
همه سوى بهرام داريد روى * مپيچيد دل را ز گفتار اوى
همى بوسه دادند گردان زمين * بران خوب سالار با آفرين

[ يادآورى راه سياوش به تركستان ]

چو خورشيد تابنده بنمود پشت * هوا شد سياه و زمين شد درشت
سياوش لشكر بجيحون كشيد * بمژگان همى از جگر خون كشيد
چو آمد بترمذ درون بام و كوى * بسان بهاران پر از رنگ و بوى
چنان بد همه شهرها تا بچاچ * تو گفتى عروسيست با طوق و تاج
بهر منزلى ساخته خوردنى * خورشهاى زيبا و گستردنى
چنين تا بقچقار باشى براند * فرود آمد آنجا و چندى بماند
چو آگاهى آمد پذيره شدند * همه سركشان با تبيره شدند
ز خويشان گزين كرد پيران هزار * پذيره شدن را بر آراست كار
بياراسته چار پيل سپيد * سپه را همه داد يك سر نويد
يكى بر نهاده ز پيروزه تخت * درفشنده مهدى بسان درخت
سرش ماه زرّين و بومش بنفش * بزر بافته پرنيانى درفش
ابا تخت زرّين سه پيل دگر * صد از ماه رويان زرّين كمر
سپاهى بران سان كه گفتى سپهر * بياراست روى زمين را به مهر
صد اسپ گرانمايه با زين زر * بديبا بياراسته سر بسر
سياوش بشنيد كامد سپاه * پذيره شدن را بياراست شاه
درفش سپهدار پيران بديد * خروشيدن پيل و اسپان شنيد
بشد تيز و بگرفتش اندر كنار * بپرسيدش از نامور شهريار
به دو گفت كاى پهلوان سپاه * چرا رنجه كردى روان را به راه
همه بر دل انديشه اين بد نخست * كه بيند دو چشمم ترا تندرست
ببوسيد پيران سر و پاى او * همان خوب چهر دلاراى او
چنين گفت كاى شهريار جوان * مرا گر بخواب اين نمودى روان
ستايش كنم پيش يزدان نخست * چو ديدم ترا روشن و تندرست
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 234 | حكيم أبو القاسم الفردوسي