تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1311

مساهمون:

ص١٣١١
يكى جاى خواهم كه فرزند من * همان تا دو صد سال پيوند من
نشيند به دو در نگردد خراب * ز باران و ز برف و ز آفتاب
مهندس بپذرفت ايوان شاه * به دو گفت من دارم اين دستگاه
فرو برد بنياد ده شاه رش * همان شاه رش پنج كرده برش
ز سنگ و ز گچ بود بنياد كار * چنين بايد آن كو دهد داد كار
چو ديوار ايوانش آمد بجاى * بيامد بپيش جهان كدخداى
كه گر شاه بيند يكى كاردان * گذشته برو سال و بسيار دان
فرستد تنى صد بدين بارگاه * پسنديده با موبد نيك خواه
به دو داد زان گونه مردم كه خواست * برفتند و ديدند ديوار راست
بريشم بياورد تا انجمن * بتابند باريك تابى رسن
ز بالاِى آن تاب داده رسن * بپيمود در پيش آن انجمن
رسن سوى گنج شهنشاه برد * ابا مهر گنجور او را سپرد
و زان پس بيامد بايوان شاه * كه ديوار ايوان بر آمد به ماه
چو فرمان دهد خسرو زودياب * نگيرم برين كار كردن شتاب
چهل روز تا كار بنشيدم * ز كاريگران شاه بگزيندم
چو هنگامهء زخم ايوان بود * بلندى ايوان چو كيوان بود
بدان زخم خشمت نبايد نمود * مرا نيز رنجى نبايد فزود
به دو گفت خسرو كه چندين زمان * چرا خواهى از من تو اى بدگمان
نبايد كه دارى ازين دست باز * بآزرم بودن بيامد نياز
بفرمود تا سى هزارش درم * بدادند تا او نباشد دژم
بدانست كاريگر راست‌گوى * كه عيب آورد مرد دانا به روى
كه گيرد بران زخم ايوان شتاب * اگر بشكند كم كند نان و آب
شب آمد بشد كارگر ناپديد * چنان شد كزان پس كس او را نديد
چو بشنيد خسرو كه فرعان گريخت * بگوينده بر خشم فرعان بريخت
چنين گفت كان را كه دانش نبود * چرا پيش ما در فزونى نمود
بفرمود تا كار او بنگرند * همه روميان را بزندان برند
دگر گفت كاريگران آوريد * گچ و خشت و سنگ گران آوريد
بجستند هر كس كه ديوار ديد * ز بوم و بر شاه شد ناپديد
به بيچارگى دست ازان بازداشت * همى گوش و دل سوى اهواز داشت
كزان شهر كاريگر آيد كسى * نماند چنان كار بىبر بسى
همى جست استاد آن تا سه سال * نديدند كاريگرى بىهمال
بسى ياد كردند زان كار جوى * بسال چهارم پديد آمد اوى
يكى مرد بيدار با فرّهى * بخسرو رسانيد زو آگهى
هم آنگاه رومى بيامد چو گرد * به دو گفت شاه اى گنهكار مرد
بگو تا چه بود اندرين پوزشت * چه گفتى كه پيش آمد آموزشت
چنين گفت رومى كه گر شهريار * فرستد مرا با يكى استوار
بگويم بدان كاردان پوزشم * بپوزش بجا آيد افروزشم
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1311 | حكيم أبو القاسم الفردوسي