تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1294

مساهمون:

ص١٢٩٤
بديوان نوشتند منشور رى * ز زشتى بزرگى شد آن شوم پى
سپاه پراگنده او را سپرد * برفت از در و نام زشتى ببرد
چو آمد برى مرد ناتندرست * دل و ديده از شرم يزدان بشست
بفرمود تا ناودانهاى بام * بكندند و او شد بران شادكام
و زان پس همه گربكان را بكشت * دل كدخدايان ازو شد درشت
بهر سو همى رفت با رهنماى * مناديگرى پيش او بر بپاى
همى گفت گر ناودانى بجاى * ببينى و گر گربه‌يى در سراى
بدان بوم و بر آتش اندر زنم * زبرشان همى سنگ بر سر زنم
همى جست جايى كه بد يك درم * خداوند او را فگندى بغم
همه خانه از موش بگذاشتند * دل از بوم آباد برداشتند
چو باران بدى ناودانى نبود * به شهر اندرون پاسبانى نبود
از ان زشت بد كامهء شوم پى * كه آمد ز درگاه خسرو برى
شد آن شهر آباد يك سر خراب * بسر بر همى تافتى آفتاب
همه شهر يك سر پر از داغ و درد * كس اندر جهان ياد ايشان نكرد

[ درخواست بخشش گرديه از خسرو پرويز به شهر رى ]

چنين تا بيامد مه فوردين * بياراست گلبرگ روى زمين
جهان از نم ابر پر ژاله شد * همه كوه و هامون پر از لاله شد
بزرگان ببازى بباغ آمدند * همه ميش و آهو براغ آمدند
چو خسرو گشاده در باغ ديد * همه چشمهء باغ پر ماغ ديد
بفرمود تا در دميدند بوق * بياورد پس جامهاى خلوق
نشستند بر سبزه مى خواستند * بشادى زبان را بياراستند
بياورد پس گرديه گربكى * كه پيدا نبد گربه از كودكى
بر اسپى نشانده ستامى بزر * بزر اندرون چند گونه گهر
فروهشته از گوش او گوشوار * به ناخن بر از لاله كرده نگار
بديده چو قار و برخ چون بهار * چو ميخواره بد چشم او پر خمار
همى تاخت چون كودكى گرد باغ * فروهشته از بارهء زرّين جناغ
لب شاه ايران پر از خنده شد * همه كهتران خنده را بنده شد
ابا گرديه گفت كز آرزوى * چه بايد بگو اى زن خوب روى
زن چاره گر برد پيشش نماز * به دو گفت كاى شاه گردن فراز
به من بخش رى را خرد ياد كن * دل غمگنان از غم آزاد كن
ز رى مردمك شوم را باز خوان * ورا مرد بد كيش و بد ساز بدان
همى گربه از خانه بيرون كند * دگر ناودان يك بيك بشكند
بخنديد خسرو ز گفتار زن * به دو گفت كاى ماه لشكر شكن
ز رى باز خوان آن بدانديش را * چو آهرمن آن مرد بدكيش را
فرستاد كس زشت رخ را بخواند * همان خشم بهرام با او براند
بكشتند او را بزارى و درد * كجا بد بدانديش و بيكار مرد
همى هر زمانش فزون بود بخت * از ان تاجور خسروانى درخت
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1294 | حكيم أبو القاسم الفردوسي