تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1277

مساهمون:

ص١٢٧٧
هميشه ببهرام داريد چشم * چه هنگام شادى چه هنگام خشم
گذرهاى جيحون بداريد پاك * ز جيحون بگردون بر آريد خاك
سپاهى دلاور بديشان سپرد * همه نامداران و شيران گرد
بر آمد ز درگاه بهرام كوس * رخ خور شد از گرد چون آبنوس
ز چين روى يك سر بايران نهاد * بروز سفندارمذ بامداد

[ فرستادن خسرو خراد برزين را به نزد خاقان و چاره كردن او از كشتن بهرام چوبينه را ]

چو آگاهى آمد بشاه بزرگ * كه از بيشه بيرون خراميد گرگ
سپاهى بياورد بهرام گرد * كه از آسمان روشنايى ببرد
بخرّاد برزين چنين گفت شاه * كه بگزين برين كار بر چار ماه
يكى سوى خاقان بىمايه پوى * سخن هرچ دانى كه بايد بگوى
بايران و نيران تو داناترى * همان بر زبان بر تواناترى
در گنج بگشاد و چندان گهر * بياورد شمشير و زرين كمر
كه خراد برزين بران خيره ماند * همى در نهان نام يزدان بخواند
چو با هديه‌ها راه چين برگرفت * بجيحون يكى راه ديگر گرفت
چو نزديك درگاه خاقان رسيد * نگه كرد و گوينده‌يى برگزيد
بدان تا بگويد كه از نزد شاه * فرستاده آمد بدين بارگاه
چو بشنيد خاقان بياراست گاه * بفرمود تا برگشادند راه
فرستاده آمد بتنگى فراز * زبان كرد كوتاه و بردش نماز
به دو گفت هر گه كه فرمان دهى * به گفتن زبان برگشايد رهى
به دو گفت خاقان بشيرين زبان * دل مردم پير گردد جوان
بگو آن سخنها كه سود اندروست * سخن گفته مغزست و ناگفته پوست
چو خرّاد برزين شنيد آن سخن * به ياد آمدش كينهاى كهن
نخست آفرين كرد بر كردگار * توانا و دانندهء روزگار
كه چرخ و مكان و زمان آفريد * توانايى و ناتوان آفريد
همان چرخ گردندهء بىستون * چرا نه بفرمان او در نه چون
بدان آفرين كو جهان آفريد * بلند آسمان و زمين گستريد
توانا و دانا و دارنده اوست * سپهر و زمين را نگارنده اوست
بچرخ اندرون آفتاب آفريد * شب و روز و آرام و خواب آفريد
توانايى او راست ما بنده‌ايم * همه راستيهاش گوينده‌ايم
يكى را دهد تاج و تخت بلند * يكى را كند بنده و مستمند
نه با اينش مهر و نه با آنش كين * نداند كس اين جز جهان آفرين
كه يك سر همه خاك را زاده‌ايم * به بيچاره تن مرگ را داده‌ايم
نخست اندر آيم ز جم ّ برين * جهاندار طهمورث بافرين
چنين هم برو تا سر كىقباد * همان نامداران كه داريم ياد
برين هم نشان تا باسفنديار * چو كىخسرو و رستم نامدار
ز گيتى يكى دخمه رويشان بود بهر * چشيدند بر جاى ترياك زهر
كنون شاه ايران بتن خويش تست * همه شاد و غمگين بكم بيش تست