تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1138

مساهمون:

ص١١٣٨
چنين داد پاسخ كه آن دشمنى * بطبعست و پر خاش آهرمنى
دگر باره پرسيد موبد كه شاه * ز شاهان دگرگونه خواهد سپاه
كدامست و چون بايدت مرد جنگ * ز مردان شير افگن تيز چنگ
چنين داد پاسخ كه جنگى سوار * نبايد كه سير آيد از كارزار
همان بزمش آيد همان رزمگاه * برخشنده روز و شبان سياه
نگردد بهنگام نيروش كم * ز بسيار و اندك نباشد دژم
دگر گفت كاى شاه نوشين روان * هميشه بزى شاد و روشن روان
بدر بر يكى مرد بد از نسا * پرستنده و كاردار بسا
درم ماند بر وى چو سيصد هزار * بديوان چو كردند با او شمار
بنالد همى كين درم خورده شد * برو مهتر و كهتر آزرده شد
چو آگاه شد زآن سخن شهريار * كه موبد درم خواست از كاردار
چنين گفت كز خورده منماى رنج * ببخشيد چيزى مر او را ز گنج
دگر گفت جنگى سوارى بخست * بدان خستگى دير ماند و برست
بپيش صف روميان حمله برد * بمرد او وزو كودكان ماند خرد
چه فرمان دهد شهريار جهان * ز كار چنان خرد كودك نوان
بفرمود كان كودكان را چهار * ز گنج درم داد بايد هزار
هر آن كس كه شد كشته در كارزار * كزو خرد كودك بود يادگار
چو نامش ز دفتر بخواند دبير * برد پيش كودك درم ناگزير
چنين هم بسال اندرون چار بار * مبادا كه باشد ازين كار خوار
دگر گفت انوشه بدى سال و ماه * بمرو اندرون پهلوان سپاه
فراوان درم گرد كرد و بخورد * پراگنده گشتند زآن مرز مرد
چنين داد پاسخ كه آن خواسته * كه از شهر مردم كند كاسته
چرا بايد از خون درويش گنج * كه او شاد باشد تن و جان برنج
ازان كس كه بستد به دو بازده * ازان پس بمرو اندر آواز ده
بفرماى دارى زدن بر درش * ببيدارى كشور و لشكرش
ستمكاره را زنده بر دار كن * دو پايش ز بر سر نگونسار كن
بدان تا كس از پهلوانان ما * نپيچد دل و جان ز پيمان ما
دگر گفت كاى شاه يزدان پرست * بدربر بسى مردم زير دست
همى داد او را ستايش كنند * جهان آفرين را نيايش كنند
چنين داد پاسخ كه يزدان سپاس * كه از ما كسى نيست اندر هراس
فزون كرد بايد بديشان نگاه * اگر باگناهند و گر بىگناه
دگر گفت كاى شاه با فرّ و هوش * جهان شد پر آواز خنيا و نوش
توانگر وگر مردم زيردست * شب آيد شود پر ز آواى مست
چنين داد پاسخ كه اندر جهان * بما شاد بادا كهان و مهان
دگر گفت كاى شاه برتر منش * همى زشت‌گويت كند سرزنش
كه چندين گزافه ببخشيد گنج * ز گرد آوريدن نديدست رنج
چنين داد پاسخ كه آن خواسته * كز و گنج ما باشد آراسته
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1138 | حكيم أبو القاسم الفردوسي