تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1113

مساهمون:

ص١١١٣
پسر زاد زان شاه نيكو يكى * كه پيدا نبود از پدر اندكى
پدر چون بديد آن جهاندار نو * هم اندر زمان نام كردند گو
برين بر نيامد بسى روزگار * كه بيمار شد ناگهان شهريار
بكدبانو اندرز كرد و بمرد * جهانى پر از داد گو را سپرد
ز خردى نشايست گو بخت را * نه تاج و كمر بستن و تخت را
سران را همه سر پر از گرد بود * ز جمهورشان دل پر از درد بود
ز بخشيدن و خوردن و داد اوى * جهان بود يك سر پر از ياد اوى
سپاهى و شهرى همه انجمن * زن و كودك و مرد شد راى زن
كه اين خرد كودك نداند سپاه * نه داد و نه خشم و نه تخت و كلاه
همه پادشاهى شود پر گزند * اگر شهريارى نباشد بلند
به دنبر برادر بد آن شاه را * خردمند و شايستهء گاه را
كجا نام آن نامور ماى بود * به دنبر نشسته دلاراى بود
جهان ديدگان يك بيك شاه جوى * ز سندل بدنبر نهادند روى
بزرگان كشمير تا مرز چين * بشاهى به دو خواندند آفرين
ز دنبر بيامد سر افراز ماى * بتخت كيان اندر آورد پاى
همان تاج جمهور بر سر نهاد * بداد و ببخشش در اندر گشاد
چو با ساز شد مام گو را بخواست * بپرورد و با جان همى داشت راست
پرى چهره آبستن آمد ز ماى * پسر زاد ازين نامور كدخداى
ورا پادشا نام طلخند كرد * روان را پر از مهر فرزند كرد
دو ساله شد اين خرد و گو هفت سال * دلاور گوى بود با فرّ و يال
پس از چند گه ماى بيمار شد * دل زن برو پر ز تيمار شد
دو هفته بر آمد بزارى بمرد * برفت و جهان ديگرى را سپرد
همه سندلى زار و گريان شدند * ز درد دل ماى بريان شدند
نشستند يك ماه با سوگ شاه * سر ماه يك سر بيامد سپاه
همه نامداران و گردان شهر * هر آن كس كه او را خرد بود بهر
سخن رفت هر گونه بر انجمن * چنين گفت فرزانه‌اى راى زن
كه اين زن كه از تخم جمهور بود * هميشه ز كردار بد دور بود
همه راستى خواستى نزد شوى * نبود ايچ تا بود جز داد جوى
نژاديست اين ساخته داد را * همه راستى را و بنياد را
همان به كه اين زن بود شهريار * كه او ماند زين مهتران يادگار
ز گفتار او رام گشت انجمن * فرستاده شد نزد آن پاك تن
كه تخت دو فرزند را خود بگير * فزاينده كاريست اين ناگزير
چو فرزند گردد سزاوار گاه * به دو ده بزرگى و گنج و سپاه
ازان پس هم آموزگارش تو باش * دلارام و دستور و رايش تو باش
بگفتار ايشان زن نيكبخت * بيفراخت تاج و بياراست تخت
فزونى و خوبى و فرهنگ و داد * همه پادشاهى به دو گشت شاد
دو موبد گزين كرد پاكيزه راى * هنرمند و گيتى سپرده بپاى
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1113 | حكيم أبو القاسم الفردوسي