بياورد شطرنج بوزرجمهر * پر انديشه بنشست و بگشاد چهر
همى جست بازى چپ و دست راست * همى راند تا جاى هر يك كجاست
بيك روز و يك شب چو بازيش يافت * از ايوان سوى شاه ايران شتافت
به دو گفت كاى شاه پيروز بخت * نگه كردم اين مهره و مشك و تخت
به خوبى همه بازى آمد بجاى * ببخت بلند جهان كدخداى
فرستادهء شاه را پيش خواه * كسى را كه دارند ما را نگاه
شهنشاه بايد كه بيند نخست * يكى رزمگاهست گويى درست
ز گفتار او شاد شد شهريار * ورا نيك پى خواند و به روزگار
بفرمود تا موبدان و ردان * برفتند با نامور بخردان
فرستادهء راى را پيش خواند * بران نامور پيشگاهش نشاند
به دو گفت گوينده بوزرجمهر * كه اى موبد راى خورشيد چهر
ازين مهرها راى با تو چه گفت * كه همواره با تو خرد باد جفت
چنين داد پاسخ كه فرخنده راى * چو از پيش او من برفتم ز جاى
مرا گفت كين مهرهء ساج و عاج * ببر پيش تخت خداوند تاج
بگويش كه با موبد و راى زن * بنه پيش و بنشان يكى انجمن
گر اين نغز بازى بجاى آورند * پسنديده و دلرباى آورند
همين بدره و برده و باژ و ساو * فرستيم چندانك داريم تاو
وگر شاه و فرزانگان اين بجاى * نيارند روشن ندارند راى
نبايد كه خواهد ز ما باژ و گنج * دريغ آيدش جان دانا به رنج
چو بيند دل و راى باريك ما * فزونتر فرستد بنزديك ما
بر تخت آن شاه بيدار بخت * بياورد و بنهاد شطرنج و تخت
چنين گفت با موبدان و ردان * كه اى نامور پاك دل بخردان
همه گوش داريد گفتار اوى * هم آن راى هشيار سالار اوى
بياراست دانا يكى رزمگاه * بقلب اندرون ساخته جاى شاه
چپ و راست صف بركشيده سوار * پياده بپيش اندرون نيزهدار
هشيوار دستور در پيش شاه * برزم اندرونش نماينده راه
مبارز كه اسب افگند بر دو روى * بدست چپش پيل پرخاش جوى
وزو برتر اسبان جنگى بپاى * بدان تا كه آيد به بالاى راى
چو بوزرجمهر آن سپه را براند * همه انجمن در شگفتى بماند
غمى شد فرستادهء هند سخت * بماند اندر آن كار هشيار بخت
شگفت اندرو مرد جادو بماند * دلش را بانديشه اندر نشاند
كه اين تخت شطرنج هرگز نديد * نه از كاردانان هندى شنيد
چگونه فراز آمدش راى اين * بگيتى نگيرد كسى جاى اين
چنان گشت كسرى ز بوزرجمهر * كه گفتى به دو بخت بنمود چهر
يكى جام فرمود پس شهريار * كه كردند پر گوهر شاهوار
يكى بدره دينار و اسبى بزين * به دو داد و كردش بسى آفرين
[ ساختن بزرگمهر ، نرد را و فرستادن نوشين روان ، او را به هند ]
بشد مرد دانا بآرام خويش * يكى تخت و پرگار بنهاد پيش