تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1106

مساهمون:

ص١١٠٦
بترسد ز كار فريبنده دوست * كه با مغز جان خواهد و خون و پوست
سه ديگر ز بيدادگر شهريار * كه بيگار بستاند از مرد كار
چه نيكو بود گردش روزگار * خرد يافته مرد آموزگار
جهان روشن و پاشا دادگر * ز گردون نيابى فزون زين هنر
بپرسيدش از دين و از راستى * كزو دور باشد به دو كاستى
به دو گفت شاها بدينى گراى * كزو نگسلد ياد كرد خداى
همان دورى از كژّى و راه ديو * بترس از جهانبان و كيهان خديو
بفرمان يزدان نهاده دو گوش * وزيشان نباشد كسى با خروش
از ان پس بپرسيدش از پادشا * كه فرمانروانست بر پارسا
كز ايشان كدامست پيروز بخت * كه باشد بگيتى سزاوار تخت
چنين گفت كان كو بود دادگر * خرد دارد و راى و شرم هنر
بپرسيدش از دوستان كهن * كه باشند همكوشه و يك سخن
چنين داد پاسخ كه از مرد دوست * جوانمردى و داد دادن نكوست
نخواهد به تو بد بآزرم كس * به سختى بود يار و فريادرس
به دو گفت كسرى كرا بيش دوست * كه با او يكى بود از مغز و پوست
چنين داد پاسخ كه از نيكدل * جدايى نخواهد جز از دلگسل
دگر آن كسى كو نوازنده‌تر * نكوتر بكردار و سازنده‌تر
بپرسيد دشمن كرا بيشتر * كه باشد به دو بر بدانديش‌تر
چنين داد پاسخ كه برتر منش * كه باشد فراوان به دو سرزنش
همان نيز كآواز دارد درشت * پر آژنگ رخساره و بسته مشت
بپرسيد تا جاودان دوست كيست * ز درد جدايى كه خواهد گريست
چنين داد پاسخ كه كردار نيك * نخواهد جدا بودن از يار نيك
چه ماند به دو گفت جاويد چيز * كه آن چيز كمّى نگيرد بنيز
چنين داد پاسخ كه انباز مرد * نه كاهد نه سوزد نه ترسد ز درد
به دو گفت كسرى چه روشنترست * كه بر تارك هر كسى افسرست
چنين گفت كين جان دانا بود * كه بر آرزوها توانا بود
به دو گفت شاه اى خداوند مهر * چه باشد بپهنا فزون از سپهر
چنين گفت كان شاه بخشنده دست * و ديگر دل مرد يزدان پرست
بپرسيد و گفتا چه با زيب‌تر * كزان بر فرازد خردمند سر
چنين داد پاسخ كه اى پادشا * مده گنج هرگز بناپارسا
چو كردار با ناسپاسان كنى * همى خشت خشك اندر آب افكنى
به دو گفت اندر چه چيزست رنج * كزو كم شود مرد را آز گنج
به دو داد پاسخ كه اى شهريار * هميشه دلت باد چون نوبهار
پرستندهء شاه بد خو ز رنج * نخواهد تن و زندگانئ و گنج
بپرسيد گفتش چه ديدى شگفت * كزان برتر اندازه نتوان گرفت
چنين گفت با شاه بوزرجمهر * كه يك سر شگفتست كار سپهر
يكى مرد بينيم با دستگاه * كلاهش رسيده با بر سياه