يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ )
« 1 » الآية ، يعنى : نمىيابى تو اى پيغمبر گروهى را كه ايمان به خدا و روز قيامت داشته باشند ، و دوستى ورزند به كسى كه دشمن دارد حق و رسولش را ، اگرچه نسبت به يكديگر پدر و فرزند و برادر و خويش باشند .
و اين آيه از باب تخيّل است ، يعنى : بايد چنين تخيّل كنى كه ممتنع و محال است كه بيابى مؤمنين را به اين صفت ، و از اين جهت خطاب با عتاب الهى در بارهء نوح نبى عليه السلام صادر شده :
( إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ )
« 2 » به درستى كه پسرت از اهل تو نيست ، و ميانهء شما پدر و فرزندى منقطع و مرتفع است ، و بتحقيق كه او از بسيارى موافقت با مخالفين و كفّار و اتّصاف به صفت كفر و متابعت فجّار و مشغولى به عمل غير صالح نفس عمل غير صالح گشته ، و اين موافق قرائتى است كه « عمل غير صالح » به رفع و تنوين عمل خوانده شده .
پس مستفاد شد از اعتقاد ابن بابويه رحمه الله كه هرگاه علوى به صفت صلاح و سداد و اعتقاد حق متّصف باشد ، محبّت ايشان بر مؤمنين واجب است ، و هرگاه ايشان از مذهب حق منحرف باشند تبرّى و دورى از ايشان بايد نمود ، و محسن ايشان دو اجر ، و مسيء ايشان دو عقاب دارد .
هامش
( 1 ) سورهء المجادله : 22 .
( 2 ) سورهء هود : 46 .