خصوصاً العلماء وذرّية رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ؛ لقول الصادق عليه السلام : لا تقبّل يد أحد إلّا من اريد به رسول اللَّه صلى الله عليه و آله « 1 » .
و آنچه در سند صد و سيّم مذكور شد كه زيد بن ثابت از علماء سلف عامّه بود ، و دست ابن عبّاس را به سبب قرابت بوسيد ، و گفت كه : مأمور شدهايم كه با اهل بيت نبوّت صلى الله عليه و آله چنين سلوك نمائيم ، مؤيّد اين حلّ است ، و دالّ است بر آن كه ابن عبّاس را او از جملهء اهل بيت نبوّت دانسته ، و به همين دستور از سفيان نسبت به عيسى بن زيد بن على از كتاب عمدة الطالب « 2 » سمت ذكر يافت در سند مرقوم .
پس مستفاد مىشود كه شيعى و سنّى در تجويز تقبيل يد اقارب حضرت نبوى صلى الله عليه و آله يكسان و يك دست ثابت قدم بودند ، ليكن نسبت به جمعى كه سامرى نفس امّاره شده ، توفيق هدايت طريق مستقيم از خبث ولادت نيافتهاند ، و اقدام به جادّهء نجات ايشان را دست نداده در حكايت عصا و عيسى ، و آيت موسى عليه السلام و معجزهء يد و بيضا ، و حديث كلينى با شرح و بيان علماء شيعى اگر عمرها صرف كنند مؤثّر نيست ، بلكه اين معانى باعث زيادتى رشك و انكار است . شعر :
كم نشد در وقت پيرى از عصا گمراهيم * پاى ديگر بهر لغزيدن بدست آمد مرا
و چون مفروض از كتاب و سنّت اين شد كه در ولد جزئيت از ذى ولد ، خواه مشاع يا مفروز ، پس در ذرّيه جزوى از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله خواهد بود ، و دخول اين جزء به جنّت فرض و لازم ، و عدم دخول آن به نار اگرچه جزء لا يتجزّى باشد مفروض و متحتّم ، و إلّا خلاف فرض لازم مىآيد .
هامش
( 1 ) دروس شهيد اوّل 2 : 18 .
( 2 ) عمدة الطالب ابن عنبه ص 351 .