جدّنا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، وأمّن بعضهنّ ، فتلك الدعوة التي اجيبت « 1 » .
گفت شيخ شمس الدين يوسف نوادهء ابن جوزى مشهور در كتاب خودش تذكرة الخواص كه : در كتاب جوهرى ابن ابى الدنيا مذكور است : آن كه مردى ديد رسول خدا عليه السلام را در خواب كه آن حضرت خطاب به او كرده مىفرمودند :
بايد به روى به سوى فلان مجوسى و بگوئى مر او را بتحقيق كه مستجاب شد آن دعائى كه در حقّ تو كردند ، پس آن مرد امتناع كرد از اداء رسالت حضرت رسالت صلى الله عليه و آله تا آن مجوسى گمان نكند كه او به اين وسيله مىخواهد خود را به او بنمايد ، و از او فائده بيابد ، يا او را نزد آن مرد مسلمان وقعى واعتبارى هست چون مرد مسلم را ثروتى و دنيائى كه گشاده بود .
پس ديد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله را در مرتبهء دوّم و سيّم نيز در خواب كه به او مىفرمايد آنچه در مرتبهء اوّل فرموده بود ، چون چنين ديد على الصباح آمد در خلوت به نزد مجوسى ، و گفت مر او را كه : من رسول رسول خدايم به سوى تو ، و آن حضرت پيغام به تو مىرساند كه مستجاب الدعوه شدند آنان كه در حقّ تو دعا كردند .
مجوسى چون اين خبر مسرّت اثر از او استماع نمود ، او را گفت كه : تو آيا مرا مىشناسى ؟ گفت : بلى مىشناسم ، گفت مجوسى كه : من بتحقيق منكر دين اسلام و نبوّت محمّدم ، مرد مسلم گفت كه : من اين مراتب را مىدانم ، ومع هذا آن حضرت مكرّر مرا در عالم واقعه به رسالت به سوى تو فرستاده است ، تا در اين مرتبه من اداى رسالت خود نمودم .
پس مجوسى مسلمان شده ، كلمه شهادت بر زبان راند ، و اقرار به وحدانيت خدا و رسالت آن حضرت نمود ، و اهل و اصحاب خود را طلب نموده با ايشان
هامش
( 1 ) تذكرة الخواص من الامّة في ذكر خصائص الأئمّة ص 371 .