غوالى اللئالي حكايت قريب به حكايت عبداللَّه مبارك نقل نموده « 1 » ، و بعد از آن گفته است كه أقول : فإذا صنعت أنت مثله ، فعل اللَّه بك ما صنع لذلك الرجل .
يعنى كه : تو هر گاه مثل عبداللَّه مبارك اين احسان بكنى ، پس بر خداست كه به تو مثل احسانى را كه به عبداللَّه مبارك فرموده بكند ، پس هر عبداللَّه كه توفيق اين بيابد عند اللَّه تبارك و تعالى عبداللَّه مبارك خواهد بود .
و در اربعين مولانا حسين كاشفى صاحب تفسير مشهور وارد است : حكايت ، بزرگى به حج مىرفت نامش عبدالجبّار مستوفى بود ، هزار دينار زر بر ميان داشت ، چون به كوفه رسيد قافله دو سه روزى توقّف كردند ، عبدالجبّار برسم تفرّج گرد محلّات كوفه بر مى آمد ، اتّفاقاً به خرابهاى رسيد عورتى ديد كه گرد خرابه مىگذشت و چيزى مىجست ، در يك گوشه مردهاى افتاده بود آن را برداشت و در زير چادر كشيد و روان شد .
عبدالجبّار گفت : همانا كه اين زن درويش است ، و نياز خود نهفته مىدارد ، و در عقبش روان شد تا همهء حال معلوم كند ، آن زن به خانهء خود در آمد ، كودكانش گرد وى در آمدند كه اى مادر براى ما چه آوردى كه از گرسنگى هلاك شديم ، گفت : اى جانان مادر غم مخوريد كه براى شما مرغى آوردهام ، فى الحال بريان خواهم كرد .
عبدالجبّار كه اين بشنيد بگريست ، و از همسايگان صورت احوال پرسيد ، گفتند : سيده است ، و زن عبداللَّه بن زيد علوى است ، شوهرش را حجّاج ظالم بكشت ، و او كودكان يتيم دارد ، و مروّت خاندان رسالت صلى الله عليه و آله نمىگذارد كه از كسى چيزى طلبد .
هامش
( 1 ) عوالى اللئالى 4 : 140 - 142 .