تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
يعنى : ابوحمزهء ثمالى گفت : نشسته بودم در مسجد الحرام با حضرت امام همام ابيجعفر الباقر عليه السلام ، ناگاه آمدند نزد او دو مرد از اهل بصره ، وگفتند : يابن رسول اللَّه ما اراده داريم كه سؤال كنيم از تو مسأله‌اى ، پس گفت آن حضرت مر ايشان را : كه سؤال كنيد از آنچه مىخواهيد . ايشان گفتند : خبر ده ما را از قول خداى عزوجلّ
( ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ )
تا آخر دو آيه ، و ظاهر آن است كه دو آيه بعد كه به حسب معنا به اين آيه مربوط است مراد باشد ، و تفسير آيات در سند اوّل مسطور شد . پس فرمود حضرت امام محمّدباقر صلوات اللَّه وسلامه عليه وعلى آبائه الطاهرين كه : نازل شده است اين آيات در شأن ما اهل بيت . گفت ابوحمزه گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد ، پس كيست ظالم بر نفس خود در ميان شما اهل بيت ؟ فرمود : كسى كه ثوابها و گناهان او مساوى باشد از ما اهل بيت ، پس او ظالم بر نفس خود است . پس گفتم ، كيست مقتصد از شما ؟ حضرت فرمود : عبادت كننده در دو حالت ، يعنى : حالت فقر و غنا ، يا در سر و علانيه تا روز وفاتش . گفتم ، پس كيست سابق به خيرات از شما اهل بيت ؟ فرمود آن حضرت عليه السلام : به خدا قسم او آن كسى است بخواند مردم را به خدا و به راه حق ، و امر نمايد به معروف و نهى نمايد از منكر ، و قوت ندهد گمراه كنندگان را ، و خصومت از جانب خيانت كنندگان ننمايد ، يعنى : تعصّب از براى ايشان نكشد ، و راضى نباشد به حكم فاسقين ، مگر بترسد بر نفس خود و دين خود ، و نيابد ياوران و ناصران ، يعنى : محلّ خوف باشد كه به سبب تقيه تخلّف از امور مذكوره نمايد . پس از اين حديث مستفاد شد كه به غير از ائمّه عليهم السلام سادات ديگر نيز داخل بيت هستند ، چنان چه از تأمّل در حديث ظاهر مىشود .