حضرت امام رضا عليه السلام مىفرمايد : پس بزرگوار و افزون و متعالى است خداى تعالى ، چه بسيار عظيم است نعمت خدا بر اهل بيت نبوّت ، پس چون آمد قصّهء صدقه منزّه و پاك گردانيد نفس خودش و رسولش را ، و منزّه و پاك گردانيد اهل بيت رسولش را ، پس گفت :
( إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ )
.
يعنى : جز اين نيست كه صدقات - يعنى : زكات - مفروضه مر درويشان راست و بيچارگان ، و هر دو شريكاند در اين كه قدرت نداشته باشند بر مؤونت ساليانهء خود و عيال واجب النفقهء خود ، و اگرچه فقير پريشان حالتر است نزد بعضى ، به اين معنا كه اصلًا مال و كسب نداشته باشد ، و مسكين نيكو حالتر كه او را كسبى باشد ، و ليكن كافى نباشد در مؤونت سنه .
در تفاسير مسطور است كه : از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه مسكين از فقير بد حالتر است . و قول آن حضرت عليه السلام نصّ است در اين باب ، وقول ائمّهء لغت نيز موافق اين است ، و فايده خلاف ظاهر نمىشود در باب زكات ، به جهت اجزاى اعطاى به هر يك از ايشان ، بلكه ظهور فائدهء آن در افضليت عطاست ، و در كفّارات و نذر و وقف و وصيت گاهى كه ذكر يكى از فقير و مسكين واقع شده باشد ، و ديگر صدقات مر عمل كنندگان راست بر آن .
يعنى : جمعى كه سعى كنند در تحصيل و جمع آن ، و قومى را كه الفت داده شده است دلهاى ايشان ، و آنها جمعى از اشراف كفّار بودند كه رسول صلى الله عليه و آله سهمى از زكات به ايشان مىداد تا بر دين اسلام الفت گيرند به كثرت قبيله و اتباع خود ، و استعانت ايشان نمايند بر قتال دشمنان ، و منع كفّار نمايند از داخل شدن در ثغر مسلمانان ، و نزد اماميه حصّهء ايشان و عاملان موقوف است بر وجود امام عادل .