محمّد المتقدّمة أنّ الخمس من الأنواع الخمسة تقسّم على الستّة الأسهم ، لكنّها ضعيفة بالإرسال ، والمسألة قوية الإشكال ، واللَّه تعالى أعلم بحقيقة الحال .
پس از آنچه مرقوم شده ظاهر مىگردد كه ذو القربى موافق اين احاديث به بنى هاشم تفسير شده ، و از شرح ارشاد معلوم مىگردد چنان چه مذكور شد كه غير بنى هاشم در نصف آخر خمس نحوى شريكاند ، و از كتاب مختلف مستفاد شد كه از مساكين وابناء سبيل غير بنى هاشم منظور است كه صدقه بر ايشان حرام است ، ومنظور از ايتام ايتام بنى هاشم است .
و جمعى از فقهاء تصريح نمودهاند كه در ايتام ايشان كه در آيه واقع است فقر در كار نيست ، بلكه به غنى ايشان نيز داده مىشود خمس .
و در مختلف علّامه رحمه الله در مبحث خمس واقع است كه : مسألة قال الشيخ في المبسوط : لا يعتبر في اليتيم الفقر ، واختاره ابن إدريس ، واحتجّ الشيخ بالعموم ، وبأنّ اعتبار الفقر يقتضي تداخل الأقسام ، فإنّه لو اشترط فيه الفقر لكان داخلًا تحت المساكين « 1 » .
و در ساير كتب مبسوطه نيز اين معنا نقل شده ، پس از مضامين مرقومه ، و موافق مذهب جمعى كه ذو القربى را به بنى هاشم تفسير نمودهاند ، و بعضى مساكين و ابن سبيل را بر بنى هاشم حمل نمودهاند ، و در يتيم كه از بنى هاشم باشد فقر شرط ننمودهاند ، و اگر داخل فقراء غير بنى هاشم باشد بر او عطا توان نمود ، در اين حديث رضويه احتمال دارد كه منظور از يتيم و مسكين و ابن سبيل غير بنى هاشم باشد ، يا آن كه بعد از يتيمى و فقر و ابن سبيل بودن از اين راه بر ايشان حلال نباشد خمس اگرچه به سبب قرابت حلال باشد ، و غنى و فقير ايشان از اين جهت مساوى باشند .
حاصل آن كه از آنچه مرقوم شده رفع استبعاد مىشود ، و بر صاحبان
هامش
( 1 ) مختلف علّامه 3 : 334 .