باشند ، در اين هنگام خواهند خواند ايشان ما را به دين خود ، و خواهند گفت : دين ايشان بهتر است از دين اسلام .
پس گفت مأمون : آيا هست نزد تو در اين باب شرحى به خلاف آنچه علماء گفتنهاند يا اباالحسن ؟
پس فرمود عليه السلام : بلى ، ذكر رسول اللَّه صلى الله عليه و آله است ، و ما اهل اوئيم ، و اين مبيّن شده در كتاب خداى عزّوجلّ در سورهء طلاق كه فرموده :
( فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ )
« 1 » پس ذكر رسول خدا صلى الله عليه و آله است ، و ما اهل ذكريم ، پس اين است آيهء نهم .
تفسير اين آيهء شريفه در خلاصة المنهج به اين نحو مذكور شده :
( فَاتَّقُوا اللَّهَ )
پس بترسيد از آن عذاب شديد كه در ما قبل همين آيه در قرآن مذكور است
( يا أُولِي الْأَلْبابِ )
اى خداوندان عقلها ، و از حال و مآل ايشان عبرت گيريد كه چگونه در دنيا به عذاب استيصال گرفتار شدند ، و چگونه در آخرت به نكال و و بال ابدى معذّب گرديدند .
پس از مثل آنچه به ايشان كردند احتراز كنيد ، و از مخالفت خدا به پرهيزيد اى اصحاب عقول و ارباب الباب
( الَّذِينَ آمَنُوا )
آن كسانى كه هستيد كه ايمان آوردهاند
( قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ )
به تحقيق كه فرستاده است خداى تعالى
( إِلَيْكُمْ ذِكْراً )
به سوى شما پندى را يا شرفى را كه قرآن است ، چه شرف دنيا و كرامت عقبى وابسته است به خواندن آن ، و عمل كردن به اوامر و نواهى آن .
و گويند مراد جبرئيل عليه السلام است ، كه مذكور است ميان امم انبياء ، يا منزل ذكر است كه قرآن است ، و يا مذكور و مشهور است در طبقات آسمان ، و يا صاحب
هامش
( 1 ) سورهء طلاق : 10 .