چيز إلّا ما أخرجه الدليل ، بعد از وفات ايشان به اولاد و احفاد ايشان مىرسد ، و آيهء شريفه
( وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ )
« 1 » را بعضى مؤيّد از براى اين مطلب نقل نمودهاند ، چنان چه عن قريب به تفصيل مذكور مىشود ان شاء اللَّه تعالى .
و از جمله كلامى كه دلالت تمام بر شرافت قريش دارد ، اين است كه در تفسير ملّا فتح اللَّه كاشانى ، در ترجمهء آيهء شريفهء
( وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها )
« 2 » واقع است : كه در زمان جاهليت هر كس به حج يا عمره احرام گرفتى بر او حرام بودى از در خانه در آمدن و داخل شدن ، بلكه به بام خانه بر مىآمدند و نردبان مىنهادند ، يا ديوار را سوراخ مىكردند و بيرون مىرفتند و اندرون مىآمدند ، و اگر باديه نشين بودندى از پس خيمهها بيرون آمدندى و داخل شدندى ، و به اعتقاد خود اين عمل را از تماميت حج دانستندى ، و تارك آن را فاجر خواندندى .
و اين حكم همهء عرب را شامل بود مگر اهل خمس را ، و ايشان قبيلهء قريش و خزاعه و بنو عامر و ثقيف و كنانه و جشم بودند ، و اين قبائل را به سبب صلابت در دين و آيين خود حمس گفتندى ، چه آن مشتق است از حماست به معنى شجاعت .
اتّفاقاً روزى در ايّام احرام حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله از درى بيرون آمد ، در عقب آن حضرت رفاعهء انصارى هم از آن در قدم بيرون نهاد ، و مهاجر و انصار بيك بار او را فاجر گفتند ، چون حضرت از او پرسيد كه اين جرأت چرا كردى ؟
جواب داد : كه من اقتدا به تو كردم ، سيد عالم صلى الله عليه و آله فرمود : كه مرا جايز بود كه از در بيرون آيم ؛ زيرا كه از حمسم يعنى از قريش ، و تو از قبيلهء ما
هامش
( 1 ) سورهء انفال : 75 .
( 2 ) سورهء بقره : 189 .