اللَّه عليه السلام حين حضرته الوفاة ، فاغمي عليه ، فلمّا أفاق قال : اعطوا الحسن بن علي بن علي بن الحسين وهو الأفطس سبعين ديناراً ، قلت له : أتعطي رجلًا حمل عليك بالشفرة ، فقال : ويحك أما تقرئين القران ؟ قلت : بلى ، قال : أما سمعت قول اللَّه عزّوجلّ
( وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ )
« 1 » .
از اين حديث كه مجمل مضمونش اين است كه : حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در وقت احتضار بيهوش شد ، و بعد از آن كه به هوش آمد فرمود : كه به حسن افطس هفتاد اشرفى بدهند ، سلمى كه از خادمهء اولاد آن حضرت عليه السلام بود عرض نمود : كه به مردى كه به تو كارد كشيده اين مبلغ مىدهى ، و سابق حسن افطس اين بى ادبى نموده بوده است .
پس فرمود آن حضرت عليه السلام : كه آيا قرآن نخواندهاى ؟ سلمى گفت : بلى ، حضرت فرمود : نشنيدهاى قول خداى عزّوجلّ را كه فرموده
( وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ )
تا آخر آيه كه دالّ است بر لزوم رعايت اين مواصلت .
پس از اين حديث ظاهر مىگردد كه حسن افطس مسطور خاص با وجود آن كه كارد انكار و قطع اخلاص خود را بى پرده عريان نموده ، سر انقياد از طريقهء آداب و مسلك اختصاص نسبت به آن حضرت به اين حد كشيده بود ، مع هذا آن حضرت لوازم احترام را مرعى فرموده ، هفتاد اشرفى جهت او مقرّر نمودند .
پس از لزوم رعايت صلهء مرقومه ، مستفاد گرديد كه از آلت قطع قطع اين صلهء رحم نمىشود ، وائمّه عليهم السلام با وجود عدم رعايت آداب ساير ذرّيه و احترام
هامش
( 1 ) من لا يحضره الفقيه 4 : 231 - 232 ح 5551 .