تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
جواب گفتم : كه ايّوب عليه السلام چون به بلا مبتلا شد صبر كرد ، و يوسف عليه السلام وقتى كه مظلوم گشت عفو فرمود ، و سليمان عليه السلام كه پادشاهى و تسلّط يافت شكر گزارد ، و تو از اهل اين جماعتى . منصور چون اين را بشنيد از من خوشحال شد وگفت : خبر ده مرا از حديثى كه از پيغمبر صلى الله عليه و آله به تو رسيده باشد ، گفتم كه : روايت كرد پدرم از جدّم رسول صلى الله عليه و آله : إنّ الرحم حبل ممتدّ من الأرض إلى السماء ، يقول : قطع اللَّه من قطعني ، و وصل من وصلني . به درستى كه خويشى رشته‌اى است كشيده از طرف زمين به آسمان ، و مىگويد : ببرد خداى تعالى آن كه مرا ببرد ، وپيوند سازد آن كه مرا پيوند سازد . گفت : اين حديث را از تو نمىپرسم ، آن‌گاه گفتم : كه خبر داد پدرم از جدّم پيغمبر صلى الله عليه و آله كه خداى تعالى مىفرمايد : أنا الرحمن خلقت الرحم ، وشققت له اسماً من اسمي ، فمن وصلها وصلته ، و من قطعها قطعته . منم خداى بخشنده كه آفريدم رحم را ، و بيرون آورده‌ام نام آن را از نام خود ، هر كه پيوند كند به پيوندم به او ، و هر كه ببرد ببرم از او . منصور گفت : كه اين را نمىپرسم ، ديگر باره گفتم : كه خبر داد پدرم از جدّم رسول صلى الله عليه و آله كه فرمود : إنّ ملكاً من ملوك بنيإسرائيل كان قد بقي من عمره ثلاث سنين ، فوصل رحمه ، فجعله اللَّه ثلاثين سنة ، وإنّ ملكاً من ملوك بنيإسرائيل قد بقي من عمره ثلاثون سنة قطع رحمه ، فجعله اللَّه ثلاث سنين . به درستى كه پادشاهى از پادشاهان بنى اسرائيل را از عمر سه سال باقى مانده بود ، چون صلهء رحم بجا آورد ، حق تعالى عمر او را سى سال گردانيد ، و به درستى كه پادشاه ديگر هم از بنى اسرائيل از عمر وى سى سال مانده بود ، چون قطع رحم نمود خداى تعالى عمر وى را سه سال باقى گذاشت . منصور گفت : اين حديث را مىخواستم كه از براى من نقل كنى ، آن گاه گفت : واللَّه كه امروز صلهء رحم نسبت به شما بجا آورم ، و خدمت و رعايت چند
فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحة 163 | السيد مهدي الرجائي / مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )