تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 924

مساهمون:

ص٩٢٤
روشن و آشكار نياز عوام را برآورده سازد ، به دليل تنزل آن به سطحى كه با ذوق و مشرب و عقل خواص تناسبى ندارد پاسخ‌گوى نياز ايشان نخواهد بود .

ارضاى عقل و عاطفه

بدين معنا كه اسلوب قرآن عقل و دل را با هم مورد خطاب قرار مىدهد و حقيقت و زيبايى را با هم جمع مىكند . به عنوان مثال ، بنگريم كه قرآن چگونه در گرماگرم بحث عقلى بر اثبات حقانيت رستاخيز و زندگى مجدد در برابر منكران ، برهان و استدلال را به سياقى مطرح مىسازد كه قلب‌ها را به لرزه درمىآورد و با طرح نكاتى در خلال برهان و استدلال عاطفه و احساس را نيز بهره‌مند و سيراب مىسازد . آنجا كه مىفرمايد :
« وَ مِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
« 1 » يا آنجا كه مىفرمايد :
« أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ . وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ . تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ . وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ . وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ . رِزْقاً لِلْعِبادِ وَ أَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ »
« 2 » در اين اسلوب برتر و زيبا ، حتى در آخرين جمله كه به مثابه نتيجه مقدمات برهان است ، بينديشيم كه چگونه هم زمان عقل را اقناع و قلب و احساس را سيراب مىسازد : در آيهء اول مىفرمايد :
« إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى »
و در پايان آيات اخير مىفرمايد :
« كَذلِكَ الْخُرُوجُ »
به راستى كه چه زيبايى سحرانگيزى و چه اعجاز شگفت‌آورى كه در قالب اين كلمات معدود ، توأمان عقل و قلب انسان را با روشن‌ترين براهين و سودمندترين نكات مواجه مىسازد . حال به عنوان نمونه به داستان يوسف در قرآن بنگريم كه چگونه در ضمن آن پندهاى
هامش
( 1 ) . « و از نشانه‌هاى او اين است كه زمين را پژمرده و فرسوده مىبينى ؛ پس چون آب بر آن فرستيم ، بجنبد و بردمد . همانا آن‌كه آن را زنده كرده زنده‌كنندهء مردگان است كه او بر هر چيزى تواناست . » ( فصلت : 39 ) ( 2 ) . « آيا به آسمان بالاى سرشان ننگريستند كه چگونه آن را برافراشتيم و بياراستيم ، و آن را هيچ شكافى نيست ، و زمين را بگسترديم و در آن كوه‌هاى بلند و استوار نهاديم و از هرگونه گياه زيبا و بهجت‌انگيز در آن رويانديم ، تا بينشى باشد و پندى براى هر بيننده‌اى كه بازمىگردد . و از آسمان آبى با بركت فروآورديم ؛ پس بدان بوستان‌ها و دانه‌هاى دروكردنى رويانيديم . و نيز خرمابن‌هاى بلند را كه ميوه‌هاى بر هم نشانده دارند تا روزى بندگان باشد و بدان سرزمين مرده را زنده كرديم . همچنين است بيرون آمدن . » ( ق : 6 - 11 )