هريك از اين حلقات نسبت به قطعه طلا داراى جايگاهى ويژه به وجهى يكپارچه و مترابط به يكديگر هستند آنگونه كه از اين اجزاى متفرق و توزيع شده در قطعه وحدتى نو و هم آهنگ پديد آمده و نهايت انسجام را ميان هر جزء جزء آن و حلقههاى آن و مآلا در سراسر قطعه قالبريزى شده جلوهگر مىشود . هركس در همآهنگى موجود در قرآن بينديشد ، اين پيوند و ترابط را درك خواهد كرد ، و علىرغم اينكه قرآن داراى موضوعات مختلفى نظير احكام ، داستانها و بحث و جدل و توصيف جهان و خالق آن و . . . است ، در آن هيچ جدايى و بيگانگى و تفرق و ناهمگونى نخواهد يافت و كتابهاى تفسير پر است از تبيين و تشريح وجوه تناسب ميان كلمات و آيات و سور قرآن . براى اطلاع بيشتر خواننده محترم را به كتب مذكور ارجاع داده و در اينجا به ذكر يك نمونه كوتاه و مختصر اكتفا مىكنيم .
اين نمونه سورهء فاتحه است . بنگريم كه چگونه اين سوره به نحوى مناسب و در عين حفظ همآهنگى و پيوند از معنايى به معنايى ديگر و از هدفى به هدف ديگر منتقل مىشود . سوره با « بسم اللّه » آغاز مىشود همان گونه كه قاضى به هنگام صدور حكم نام جلاله را بر صدر حكم خود مىنشاند تا جهت و مبدائى را كه مشروعيت و نفوذ خود را در صدور حكم از آن كسب مىكند آشكار سازد . سپس در همين عبارت ، كلام سريعا به استدلال بر اين حقيقت كه طلب يارى تنها بايد از خداوند متعال باشد منتقل مىشود ، بدين ترتيب كه اسم را به لفظ جلالهاى كه اسم ذات و جامع صفات كمال است اضافه كرد ، و لفظ جلاله را به رحمانيت و رحيميت وصف مىكند : « الرحمن الرحيم » سپس سخن به اعلام اين حقيقت منتقل مىشود كه ما دام كه بنا بر برهان تنها او مرجع استعانت است ، هم او شايسته همه حمدها و ستايشهاست بعد از آن با سه دليل كه به صورت اوصاف اسم جلاله در مقام حمد و ستايش آمده است ، اين حقيقت را تقويت كرده مىگويد :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ، الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
و بعد چون خداوند تنها يارىكننده و شايسته همه حمدهاست ، از وحدانيت او در مقام الوهيت و ربوبيت سخن به ميان مىآيد :
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
سپس با مهارت تمام كلام به ميان اصلىترين و بلندترين هدف انسان منتقل مىشود و اينكه اين اصلىترين و بلندترين هدف همان هدايت به راه راست است ، و به قرينه دلايل توحيد و بزرگى خداوند كه قبلا بدان اشاره كرد ، براى رسيدن به اين هدف هيچ تمهيدى و تمسك به هيچ طريقى جزء تمسك به طريق خداى واحد نيست :
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
باز سخن به