جاودانى است كه همهء نسلها را تا پايان عمر زمين مورد خطاب قرار داده است . بنابراين ، جاى تعجب نيست اگر نازلكنندهء قرآن پاسخ همهء نيازهاى جوامع را ، علىرغم اختلاف نسلها ، به نحوى متناسب با شرايط و احوال ايشان در آن قرار داده باشد . اين امر در قدرت كسى جز خداوند آگاه از اسرار خلق و امور پنهان آسمانها و زمين نيست .
« قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . .
. » « 1 »
« تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّماواتِ الْعُلى . الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى . لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى »
« 2 » از جمله شواهدى كه مطالب فوق را تأييد مىكند آن است كه ملاحظه مىكنيم بسيارى از الفاظ قرآن به نحوى اعجازآميز انتخاب شدهاند ؛ آنگونه كه گروهى از مردم در مقطعى از زمان متناسب با انديشه و ذوق و سليقه و هم آهنگ با معارف بشرى خويش آنها را مىفهمند ، و گروهى ديگر در مقطع زمانى ديگر از همان الفاظ معانى ديگرى استنباط مىكنند . انتخاب اين الفاظ به گونهاى است كه اگر الفاظى ديگر جانشين آنها مىشد ، قرآن صلاحيت مخاطب قرار دادن همهء مردم را از دست مىداد . و از مقام كتاب يك دين فراگير و جاودان و قانونى جهانشمول براى همهء زمانها و مكانها ساقط مىشد . پاك و منزه است خدايى كه قرآن را برطرفكنندهء نيازهاى همگان و پاسخگوى تجربيات همهء نسلها و ملايم با ذوق همهء بشر و همگام با معارف بشريت نازل فرمود .
اين همه خود دليل روشنى بر آن است كه قرآن كلام خداوند است و او آن را بر اساس علم خويش نازل كرد و فرشتگان بر آن شاهد بودند ، و شهادت خداوند كفايت كند .
ان شاء اللّه در فرصتى ديگر همين بحث را پى خواهيم گرفت . عجالتا قلم را از جولان در اين ميدان بازمىداريم و به بحث دربارهء اسلوب قرآن برمىگرديم ؛ و بخشى از ويژگىها و مزاياى قرآن را كه منحصر و مختص به قرآن و راز اعجاز لغوى و بلاغى و اسلوبى آن است برمىشماريم .
هامش
( 1 ) . « بگو : اين [ قرآن ] را كسى فروفرستاده است كه نهان را در آسمان و زمين مىداند . . . » ( فرقان : 6 )
( 2 ) . « فروفرستادهاى است از سوى آنكه زمين و آسمانهاى بلند را آفريده . خداى رحمان بر عرش برآمده است . او راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و آنچه ميان آنها و آنچه در زير خاك است . » ( طه : 4 - 6 )