نيكو را فراهم آورد ؟ در اين عرصه انسان به هر مرحلهاى برسد ، فراروى خود راهى براى رسيدن به مرحلهاى بالاتر مىبيند . در ميدان فصاحت و بلاغت گاه يك گوينده به چيزى مىرسد كه از ديد گويندهاى ديگر مغفول مانده . و گاه نويسندهاى به نكتهاى ظريف متفطن مىشود كه از چشم نويسندهء ديگر پنهان مىماند . و گاه شاعرى به تعبيرى بديع مىرسد كه شاعرى ديگر از آن بىخبر است . بلكه گاه يك نفر در جايى تعبيرى صحيح انتخاب مىكند و در جايى ديگر كه شبيه آن است دچار خطا مىشود .
در اينجا هدف ما آن نيست كه شرايط مختلف و تعابير متناسب با آن را برشماريم و يا براى هريك نمونهاى عرضه بداريم . چنانكه گفتيم ، جاى چنين مطالبى در ادبيات و كتابهايى است كه در اين علم نوشته شده است . آنچه در اينجا قصد داريم خواننده را بدان توجه دهيم اين است كه معناى اسلوب در هر كلام بليغ صورت هنرى و صفت خاص و آميزهء ويژهاى از كلمات است كه گويندهء آن با توجه به شرايط كلام و مفردات و تركيبات متناسب براى آن فراهم آورده است ؛ و بسته به اينكه در اسلوب اين كلام تا چه حد شرايط و مفردات و تركيبات متناسب مورد توجه قرار گرفته ، كلام از نظر بالا بودن و پايين بودن درجهء بلاغت و مقبوليت و عدم مقبوليت در نظر شنوندگان متفاوت خواهد بود .
همچنين ، مىخواهيم اين حقيقت را روشن سازيم كه غير از قرآن هيچ سخنى ، چه الهى و چه بشرى ، پديد نيامده است كه به نهايت بلاغت رسيده و از اين نظر در اوج اعجاز قرار گرفته باشد . زيرا پديدآورندهء اين كتاب همان كسى است بنا به حكمتهايى ، كه پيش از اين برشمرديم و احتمالا در آينده نيز مطرح خواهيم ساخت ، اراده كرده است تا معجزهء پيامبر اسلام از اين سنخ باشد ؛ و او تنها كسى است كه به همهء حالات و شرايط بندگان خود احاطه دارد ؛ و تنها اوست كه مىتواند همهء مفردات و تركيبات كلامى را كه شرايط و احوال مذكور اقتضا مىكند در ضمن كلام خود رعايت كند - شرايط و احوالى كه جز او كسى بر آن اشراف و احاطه ندارد . و چه كسى است كه به همهء شرايط و احوال مخلوق احاطه دارد ؟ شرايط و احوالى كه حاوى امور مخفى فراوانى است كه جز داناى بر پيدا و پنهان كسى از آن آگاه نيست . علاوه بر اين ، چه كسى مىتواند به همهء شرايط و حالات مردم آگاه باشد ، در حالى كه ايشان در نسلهاى مختلف پديد مىآيند و برخى از آنها در زمان نزول هنوز آفريده نشده بودند ، و برخى نيز تا اين زمان كه دهها قرن از نزول قرآن مىگذرد هنوز خلق نشدهاند ؟ خوانندهء محترم نيك مىداند كه قرآن همان كتاب
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 917
مساهمون: الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني
ص٩١٧