تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 914

مساهمون:

ص٩١٤
گفت كه كلام‌ها و بيان‌ها بنا بر اختلاف سليقه‌ها و ذوق‌ها و مواهب در گزينش مفردات لغوى و پالايش تركيبات بيانى ، با يكديگر تفاوت دارند ، به طورى كه ملاحظه مىكنيم صاحبان يك زبان به تناسب اختلاف در شيوه‌هاى گزينش مفردات و تركيبات و مناسباتى كه در اين گزينش رعايت مىكنند ، منظور و مقصودى واحد را به وجوه مختلفى از مفردات و انواع گوناگونى از تركيبات كلامى بيان مىكنند كه از نظر زيبايى و زشتى و فصاحت و سخافت و خوش نشستن بر گوش و دل و ايجاد ناخوش‌آيندى با يكديگر تفاوت دارند . لذا اگر متكلم از سلامت ذوق و حس بيانى عالى برخوردار باشد ، مفردات و تركيبات كلامى را به زيبايى انتخاب كرده و كلامش ممتاز و زيبا خواهد شد ، آن‌چنان كه احساسات مخاطب را برمىانگيزد و عقل و دل را تسخير مىكند . در مقابل ، اگر متكلم بىذوق و داراى حس بيانى منحط باشد ، مفردات و تركيبات كلامى را به نحوى بد و نامطلوب انتخاب كرده كلامش سخيف و پست گردد ، آن‌چنان‌كه موجب ناخوش‌آيندى جان و آزار گوش مىشود و چه بسا انسان از آن بگريزد . به قول شاعر :
عوى الذئب فاستأنست بالذئب إذ عوى * و صوّت إنسان فكدت أطير « 1 »

تبيين اين تفاوت در زبان عربى

اين تفاوت را در زبان دل‌پذير عربى مىتوان چنين تبيين كرد كه برخى از مفردات عربى از حروف هم‌آهنگ تشكيل شده‌اند و برخى از حروف متنافر ؛ معناى بعضى واضح و مأنوس است و معناى بعضى غريب و مخفى ؛ گروهى بر گوش سبك مىنشينند و گروهى ثقيل و كريه‌اند و گوش را مىآزارند ؛ پاره‌اى مطابق قياس هستند و گروهى مخالف آن . علاوه بر اين ، بعضى از اين مفردات عام‌اند و بعضى خاص ؛ برخى مطلق‌اند و برخى مقيد ؛ گروهى مجمل‌اند و گروهى ديگر مبيّن ؛ پاره‌اى معرفه هستند و پاره‌اى ديگر نكره ؛ بعضى ظاهرند و بعضى مضمر ؛ و بالاخره ، بخشى حقيقت‌اند و بخشى مجاز . تركيبات زبان عربى نيز چنين‌اند . آنها نيز به حقيقت و مجاز ، مركب از كلمات هماهنگ و متنافر ، داراى معانى واضح و پيچيده ، موافق قياس لغوى و مخالف آن ، اسمى
هامش
( 1 ) . « گرگ زوزه مىكشيد و من به زوزه‌اش خو گرفتم / انسانى نفير برآورد و من نزديك شد از جاى خود پرواز كنم » كنايه از آنكه مىخواستم در همان دم بگريزم .