چارهاى ندارد جز آنكه به مكانمندى و جسميت خدا را نيز بپذيرد . و اگر از ايشان چيزى غير از اين شنيديم ، سخنى متناقض خواهد بود كه حاوى معنايى نيست .
سيوطى از يكى از ايشان نقل مىكند كه گفته است :
اگر سؤال شود انزال متشابه از سوى كسى كه وضوح و هدايت را براى بندگانش اراده كرده است چه حكمتى دارد . پاسخ مىگوييم اگر متشابه از نوعى باشد كه علم بدان ممكن باشد ، داراى فوايدى خواهد بود ؛ از جمله تشويق عالمان به تفكرى كه موجب آگاهى از پيچيدگىهاى نص متشابه و بررسى و كاوش از نكات دقيق و ظريف آن مىشود . زيرا فرا خواندن همتها به شناخت آن از عظيمترين راههاى نزديكى به خداوند است . فايدهء ديگر ظهور شرح و تفصيل و تفاوت درجات و مراتب است . زيرا اگر همهء نصوص محكم بود و نيازى به تأويل و تأمل نداشت ، منزلت و مقام بندگان يكسان مىبود و برترى عالم بر غير عالم مشخص نمىشد و اگر متشابه از نوعى بود كه علم به آن ممكن نيست ( يعنى خداوند علم به آن را ويژهء خود قرار داده است ) . باز داراى فوايدى است از جمله اين فوايد آزمايش بندگان است به بازايستادن از تلاش در فهم معناى آن و توقف و تفويض و تسليم در برابر آن و عبادت به وسيلهء تلاوت آن . مانند آيهء منسوخ كه اگرچه عمل بدان جايز نيست ، اما تلاوت آن عبادت است . فايدهء ديگر اين نوع متشابه آن است كه به وسيلهء آن بر اعراب مشرك مىتوان اقامه برهان كرد . زيرا آيه به زبان آنها نازل شده و علىرغم برخوردارى از بلاغت و قدرت فهم ، از فهم معناى آن ناتواناند . اين خود دلالت بر آن دارد كه آيه از جانب خداوند نازل شده است ؛ و او آن قادر متعالى است كه ايشان را از فهم معناى آن ناتوان ساخته است . « 1 »
در اينجا توجه خوانندهء محترم را به حكمتهايى كه براى آيات متشابه برشمرديم و همچنين گفتهء ابن لبان در مقدمهء كتابش به نام رد الآيات المتشابهات إلى الآيات المحكمات جلب مىكنيم . خلاصهء سخن وى چنين است :
در عالم وجود فاعلى جز خداوند نيست ؛ و افعال بندگان منسوب به اوست ، و او در اين انتساب شريك و كمككارى ندارند . در نتيجه ، افعال بندگان در حقيقت فعل اوست . و خداوند بر مبناى همين حقيقت بر بندگان اقامه برهان كرده
هامش
( 1 ) . الإتقان ، سيوطى ، ج 2 ، نوع 43 : 33 - 32 . ظاهرا اين قول متعلق به محمود بن حمزة بن نصر كرمانى تاج القراء ( 500 ه . ق ) است كه در كتاب البرهان فى توجيه متشابه القرآن خود ذكر كرده است .